نیشــتر
برای صحبت عالم درشتیـها بکار آید . . . . ز تن کی خون فاسد بیگزند نیشـتر جوشد
یکشنبه بیست و نهم مهر 1386
بسم الله
درود همکاران عزیز !
دیربازی درکنار سایر دوستان دلمشغولیها و نگرانیهایم را به حضور اهل درد مشترکمان آورده بودم . اما گرفتاریهای حرفهای که شما همکاران پزشک با آن آشنائید و مشکلاتی دیگر که پنجه در گلویم افکنده بود مرا از ادامه راه بازداشت .
لب بر آزار رفته بستم و رفت
بر دل این نیشتر شکستم و رفت
امروز که بار دیگر فرصتی پیشآمده سعی دارم بر سیاق گذشته با دیدی انتقادی به بررسی ابعادی از جامعه پزشکی و اجتماعی که در آن زندگی میکنیم بپردازم ! اگرچه تاکنون تلاش بسیار نمودهام تا بر زخمهائی که بر جان و روح خود و همکاران و مردمم میبینم تحمل و سکوت پیشه کنم ، اما دیگر نه مرا یارای تحمل است نه گوئی جور را پایانی.
بیشتر رفتیم و ما را نیشتر بر جان زدند
وین چنین با ریش و زخم نیشتر بگذاشتند
آمدهام تا بار دیگر بنویسم . از دردی که میکشیم ، از رنجی که میبریم .
ز سینه تا به لب آئین نیشتر دارم
حدیٍث از جگر پاره میکنم تفسیر
****************
اولین مقوله را درباب وقاحت اخیر وزارتخانۀ (نا)مطبوعمان یعنی سهمیه مازاد در پذیرش دستیاری خواهم نوشت . از همکاران محترم خواهشمندم نظرات ، شواهد و اعتراضات خود را در این باب در بخش نظرات مرقوم بفرمایند .
بسمالله ...
نوشته شده توسط کاوه
در 21:58 | لينک ثابت
•
