چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
از زندگی ...
به یاد رهی
سحرگاه 24 آبان ماه 1347 یکی از درخشانترین ستارگان آسمان علم و ادب ایران زمین برای همیشه غروب کرد .
محمد رهی معیری در دهم اردیبهشت 1288 در تهران چشم به جهان هستی گشود . روح سرشار از لطافت و احساسش راهی جز پرواز بر فراز وادی زیبا و لطیف شعر و ادبیات نداشت . در نوجوانی اولین شعرش را سرود . عشق و ارادت او به استاد سخن " سعدی " بر اهل ادب پوشیده نیست که خود نیز در غزلهایش به کرات این شیفتگی را عیان کرده است :
سر خوش از ناله مستانه سعدی است رهی
همـه گویند ، ولی گفـته سعدی دگــر است (ازغزل خاک شیراز)
اگرچه توانائی شگفت انگیزش در سرودن غزل به سبک عراقی او را شهره ادبیات فارسی نموده اما قابلیت وی در انواع شعر و الهام از سایر بزرگان چون حافظ و مولوی انکار ناپذیر است .
ساقی بده پیمانه ای زآن می که بی خویشم کند
بر حسن شورانگیز تو عاشـق تر از پیشم کند ( مطلع غزل سوزد مرا سازد مرا )

شاید بتوان بزرگترین خصوصیت اشعار رهی را سادگی و روانی آنها دانست . او از همه ابعاد زندگی و عشق سروده است . بدون پیچیدگی ! همین خصلت بی بدیل باعث شد تا بسیاری از اشعارش مایه ترانه های جاودان با صدای اساتیدی چون بنان ، بدیع زاده ، حسین قوامی ، دلکش ، رفیعی و ... شود . از نمونه ها می توان به تصنیف معروف " خزان عشق " با صدای استاد بدیع زاده ( شد خزان گلشن آشنائی ...) و " من از روز ازل " و " نوای نی " با صدای استاد بنان اشاره کرد .
به اتفاق رهی را مهربان با تبسمی همیشگی و دلی ساده و بی کینه توصیف کرده اند . همیشه تمیز و مرتب و بی آلایش بوده و در برخوردهایش گشاده رو و دلنشین .
بر سنگ نشان آرامگاهش در ظهیرالدوله سروده ایست که به سفارش خودش حک شده است :
الا ای رهـــگذر کــز راه يــاری قـدم بـر تـربــت مـا می گـذاری
در اين جا شاعری غمناک خفته است رهی در سينه ی اين خاک خفته است
فـرو خفتـه چـو گل بـا سينه ی چاک فـروزان آتــشی در سيــنه ی خـاک
بنــه مـرهــم ز اشـکی ، داغ مـا را بـزن آبـی بـر ايـن آتـش ، خدا را
بـه شب ها شمع بـزم افـروز بـوديـم کـه از روشنـدلی چـون روز بـوديـم
کنـون شمـع مـزاری نـيست مـارا چـراغ شـام تـاری، نيـست مـا را
ســراغـی کـن ز جـان دردنـــاکـی بـر افــکن پـرتـويـي بـر تيــره خـاکی
ز ســـوز ســينه بـا مـا هـم رهـی کـن چـو بيـنی عـاشـقی، يـاد رهـــی کـن
در انتها به معرفی اثری ماندگار از لقمان ادهمی می پردازم که در قالب دو تصنیف به نامهای اشک و افلاکی بر اشعار نغز رهی ساخته شده و با صدای گرم ودلنشین حسن ستارزاده ( ستار) در آلبومی بنام اشک به جاودانه ها پیوسته است :
اَشک
( آهنگ در مایه دشتی )
زندگي بر دوش ما بار گـــراني بيش نيـست عمر جاويدان عذاب جاوداني بيش نيست
لاله بزم آراي گلچين گشت و گل دمساز خار زين گلستان بهره بلبل فغاني بيش نيست
من اسيرم در کف مهر و وفـــاي خويشـتن ورنه او سنگين دل نامهرباني بيش نيست
هر خس و خاري دراين صحرا بهاري داشت ليک سر به سر دوران عمر ما خزاني بيش نيست
اي گل از خون رهي پروا چه داري کان ضعيف پر شکسته طاير بي آشياني بيش نيست
* * *
اشکم ولي به پاي عزيزان چکيده ام خارم ولي به سايه گل آرميده ام
با ياد رنگ و بوي تو اي نوبهارعشق همچون بنفشه سر به گريبان کشيده ام
چون خاک در هواي تو از پا فتاده ام چون اشک درقفاي تو با سردويده ام
من جلوه شباب نديدم به عمر خويش از ديگران حديث جواني شنيده ام
از جام عافيت مي نابـي نخورده ام وز شاخ آرزو گل عيشي نچيده ام
موي سپيد را فلکــم رايگان نداد اين رشته را به نقد جواني خريده ام
اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز آزاده من که از همه عالم بريده ام
گر مي گريزم از نظر مردمان رهي عيبم مکن ! آهوي مردم نديده ام
قطعه ای از این تصنیف زیبا را از اینجا دانلود کنید . ( ۹۲۵ کیلوبایت !)
روز 24آبان با شمعی و شاخه گلی بر مزارش یادش را گرامی می داریم .
روحش شاد.
یکشنبه بیستم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد - بخش پنجم و پایانی
رانت به توان ِ 2
5- تا این آب می رود ...
در انتهای بند 3 قسمت "و" دفترچه شماره 2 در یک پرانتز آمده است که " پذیرش بصورت مازاد کاملاً خارج از روند پذیرش همگانی انجام خواهد پذیرفت . "
دبیرخانه مربوطه با تاکید براین نکته که این افراد در رقابت عمومی با سایرین قرار نمیگیرند ، سعی در حساسیت زدائی داشتهاست . غافل ازاینکه اساس ایراد و اعتراض به چنین سهمیهای همانا غیررقابتی بودن آنست !!
الف - آیا وزارتخانه قانوناً میتواند به منظور وارد کردن این افراد ظرفیتها را افزایش دهد ؟
اگر پتانسیلی برای افزایش پذیرش دستیار وجود دارد ، قانوناً این حق تمامی داوطلبان است که از آن بهره مند شوند . اگر هم چنین قابلیتی وجود ندارد ، پافشاری برآن ظلمی است بر سایر دستیاران چرا که روند آموزشی ایشان را دچار اختلال خواهدکرد و درآینده نیز تعادل شغلی را برهم خواهدزد . هماکنون نه تنها در شهرهای بزرگ که تقریباً در همه شهرستانهای کوچک اشتغال در رشتههائی چون بیهوشی و کودکان با بحران روبروست . حال ایجاد ظرفیت مازاد در این دو رشته چه محلی از اِعراب دارد ؟
ب – در بسیاری از ممالک برای نخبگان و مدیران موفق امتیازات ویژه ای قائل می شوند ، اما گروه هدف این سهمیة کذائی چه گلی به سر سیستم بیمار و سراسر فاسد (!) بهداشت و درمان این کشور زدهاند که لایق چنین امتیاز هنگفتی شدهاند ؟ از طرف دیگر زمانی میتوان چنین امتیازاتی را حق دانست که مدیران و رؤسای مذکور از بین افراد واجد شرایط و عالم به علم مدیریت به طریقی دموکراتیک از بین افراد متقاضی انتخاب و در محل مناسب گمارده شوند . درحالی که همه ما پزشکان و سایر پرسنل امور بهداشت و درمان میدانیم و شاهدیم که همه این افراد ( تاکید میکنم ! همه آنها ) به همان طریقی که بر همگان روشن است به چنین پست و مقامهائی رسیدهاند . واتفاقاً اغلب آنها به تنها علمی که تسلط ندارند مدیریت است ! ( شیوه های خاله زنکی و جاسوس گذاشتن برای پرسنل و ... روش رایج مدیریت در شبکههای بهداشت و درمان ماست . اگر غیر ازین بود که وضع به ازاین بود ! ) .
پ – تخفیف قابل ملاحظه 80 درصدی که برای سقف نمرۀ ایشان در نظر گرفتهشده ( اگرچه شواهد حاکی ازآنست که همین حد هم نادیده گرفته شده !) ما را با این سووال همیشگی مواجه میکند که اگر سواد علمی و توانائی در پذیرش دستیار اهمیت دارد چرا چنین تخفیفهائی داده میشود ؟ و اگر دانش و کفایت داوطلب مهم نیست پس چرا این همه رفرانس حجیم و غیر معقول معرفی میشود ؟
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
اما عزیزان ! اگر فکر میکنید دست اندازی این وزارتخانه سیهکار فقط به رشته های دستیاری بالینی پزشکی محدود است ، سخت در اشتباهید ! اِعمال این سهمیه در رشتههای علوم پایه ، دندانپزشکی و ... نشان می دهد که قراراست هیچ آقازاده و ازمابهترانی از قلم نیافتد .
...
کلام آخر :
سخنان اخیر نماینده مجلس – دکتر پیرموذن– نشان می دهد که این عملکرد وزارتخانه بهداشت و درمان کاملاً مخفیانه و دور از چشم مراجع قانونگذاری صورت گرفتهاست . اگرچه مهمترین عامل بیدارسازی کمسیون بهداشت و درمان مجلس را میتوان اعتراض هوشیارانه دستیاران دانشگاه شیراز دانست ، اما اعتراض هر کدام از داوطلبان امتحان و یا دستیاران میتواند سهم مهمی در حذف این سهمیۀ ناحق ایفا کند .
نیازی به تجمع و طومارنویسی نیست ! حداقل کاری که میتوان کرد اینست که طی تماس با کمسیون بهداشت و درمان سایت مجلس و نیز قسمت گزارشات مردمی از تخلفات در سایت ریاست جمهوری در چند جمله کوتاه اعتراض مدلل خود را بنویسیم .
ذکر این نکات ضروری است :
1- سهمیه مناطق محروم در روند پذیرش دستیار ازقبل وجودداشته و دارد – با مکانها و رشته های مورد نیاز معلوم - بنابراین ایجاد یک سهمیه دیگر تحت این عنوان زاید بوده و به نظر میرسد برای مقاصدی دیگر باشد!
2- اگرچه در این سهمیه کلیه افراد خدمت کرده در مناطق مذکور گروه هدف شناخته شدهاند ، اما بدلیل نمرهبندی ویژهی سمت افراد در فرم تقاضای سهمیه، عملاً این امتیاز فقط به مدیران و رؤسای سیستم میرسد !
3- این افراد الزاماً شایسته و کاردان چنین پستهائی نبوده و نیستند و چنانچه رایج است با برخورداری از رانت به چنان سمتهائی رسیدهاند !
4- پذیرش در این سهمیه بدون رقابت با سایر داوطلبان است !
5- شواهد حاکی از آنست که بسیاری از افراد پذیرفته شده در آزمون اخیر نه واجد شرایط این سهمیه کذائی بوده و نه دارای صلاحیت علمی کافی !
6- وزارت بهداشت و درمان بایستی نه تنها این سهمیه را حذف که پذیرش افرادی را که اخیرا چنین ناحق پذیرفته شده اند ، لغو نماید !
من به سهم خودم اعتراضم را ارسال کردم .
فعلاً ... والسلام .
پنجشنبه هفدهم آبان 1386
و صدای اعتراض به مجلس رسید ...
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس
مخبر كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي، گفت: وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در مورد افزايش ظرفيت مازاد دستياري و چگونگي انتخاب افراد به كميسيون گزارش خواهد داد و نحوه پذيرش مازاد ظرفيت مورد بررسي قرار ميگيرد.
نورالدين پيرموذن، در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در مورد پذيرش ظرفيت مازاد دستياري اظهار كرد: تعدادي از معترضين به اين مساله با كميسيون بهداشت و درمان تماس داشتند و اعتراضاتشان را منتقل كردند.
نمايندهي مردم اردبيل در خانهي ملت، تصريح كرد: با توجه به اينكه هنوز هيچگونه اطلاعي از كم و كيف اين تصميم نداريم، اما به دنبال گسترش اعتراضات جامعهي پزشكي و دستياران كشور به عنوان مخبر كميسيون بهداشت و درمان درخواست كردهام تا وزير بهداشت و معاونين آموزشي وي و همچنين دبير شوراي آموزش پزشكي تخصصي در كميسيون حضور يابند.
وي افزود: پس از حضور اين افراد چگونگي تصميمشان و نحوهي اجراي ظرفيت مازاد دستياري مورد كالبدشكافي قرار خواهد گرفت.
مخبر كميسيون بهداشت و درمان مجلس، تاكيد كرد: اين كميسيون معتقد است كه براي ضايع نشدن حق كسي بايد فرصتهاي برابر در مقابل تمامي فارغالتحصيلان دانشكدههاي پزشكي قرار گيرد.
پيرموذن خاطرنشان كرد: به جرات ميتوان گفت كه امتحان دستياري در اين كشور با توجه به افزايش تقاضا و پايين بودن ظرفيت دورههاي تخصصي، به يك كنكور واقعي ديگر تبديل شده است؛ و اصولا بايد در برگزاري يك آزمون ورودي براي دورههاي تخصصي صرفا بر مبناي توان علمي افراد و بر اساس نتيجههاي مبتني بر دانش و آگاهي تصميم گرفت.
به گفتهي مخبر كميسيون بهداشت و درمان مجلس، تصميم اخير وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي براي پذيرش ظرفيت مازاد دستياري اعلام پذيرفتهشدگان سبب شده است تا اعتراضاتي به كميسيون بهداشت و درمان ارايه شده و الزاما و ناچارا موضوع در دستور كار كميسيون قرار گيرد.
وي خاطرنشان كرد: با توجه به شرايط موجود ما در انتظار شنيدن نحوهي تصميم و اجراي اين مصوبه از سوي وزير بهداشت به كميسيون بهداشت و درمان هستيم.
وي با اشاره به ظرفيت ورود پزشكان عمومي به دورههاي تخصصي، يادآور شد: در حال حاضر اين ظرفيت 12 درصد است و به عبارت ديگر 88 درصد پزشكان عمومي كشور امكان ادامهي تحصيل در رشتههاي تخصصي را ندارند.
پيرموذن در ادامه با يادآوري اينكه كمبود پزشك در روزهاي اول انقلاب، سبب شد كه در حال حاضر در اثر برنامهريزي نادرست پزشك بيش از نياز موجود كشور تربيت شود، تاكيد كرد: پزشكان عمومي براي يافتن كار و نحوهي گذران زندگي خود در اين شرايط با مشكل روبرو هستند و ناچارا عدهاي براي ادامهي تحصيل در امتحانات تخصصي داخل كشور شركت ميكنند.
نمايندهي مردم اردبيل در خانهي ملت، در ادامه گفتوگو با ايسنا تصريح كرد: با توجه به شرايط حساس جهاني در خصوص فارغالتحصيلان ايراني، پذيرش ورود پزشكان ايراني به كشورهاي اروپايي و آمريكايي به مراتب افت كرده است؛ بنابراين پزشكان عمومي به ناچار براي ادامهي تحصيل در كنكور آزمون ورودي پذيرش تخصصي شركت ميكنند.
وي با تاكيد بر اينكه امتحانهاي ورودي و آزمونهاي ورودي پذيرش دستياري بايد از يك استاندارد بينالمللي برخوردار باشد، گفت: در اين راستا بايد اين آزمون در يك رقابت سالم و عادلانه برگزار شود و كوچكترين اجازهاي نبايد داد كه افراد خارج از توان و دانش علمي خود وارد دورهي تخصصي تحصيلي شوند.
پيرموذن افزود: افزايش ظرفيت دستياري از سوي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي را سبب ايجاد اين شائبه در جامعه پزشكي ميشود كه تعدادي از افراد بدون داشتن صلاحيتهاي علمي، وارد دورههاي تخصصي شده باشند و اين علامت سوالي است كه وزير بهداشت در مقابل آن قرار گرفته است.
انتهاي پيام
شنبه دوازدهم آبان 1386
بالاخره اعتراض ...
تجمع دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز
دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز در اعتراض به آنجه آن را ناعادلانه بودن نحوه پذیرش دستیار خوانده شد ، در صحن دانشکده پزشکی شیراز تجمع کردند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس،دستیاران معترض در حالی که پلاکاردهایی با مضمون
" عدالت یعنی اینکه نفر اول آزمون دستیاری در رشته مورد نظر پذیرفته نمی شود ! " ،
" سهمیه مدیران = جفا در حق نخبگان " ،
" سهمیه رفیقان هم اضافه کنید ! " ،
" آقای وزیر ، بی خبری یا بی تقاوتی ، هر دو نابخشودنی است "
در دست داشتند ، سیاست های جدید وزارت بهداشت در اختصاص سهمیه مدیران نا عادلانه و غیر قابل قبول خواندند.
بنا بر این گزارش در ادامه برنامه چند تن از اعضای شورای نمایندگان دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز به بیان انتقادات خود به نحوه پذیرش دستیار پرداختند. نمایندگانی از رشته های مختلف تخصصی دستیاری نیزبا حضور در پشت تریبون به اختصاص سهمیه مدیران اعتراض کردند .
این گزارش می افزاید:وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی در آزمون دستیاری امسال اقدام به پذیرش 113 دستیار تخصصی کرده است که با واکنش دانشجویان و دستیاران رشته پزشکی مواجه شده است.
به گزارش ایسنا در پایان تجمع بیانیه شورای نمایندگان دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز قرائت شد که به امضای حاضران رسید. در این بیانیه آمده است :
(لطفاً متن بیانیه را در ادامه مطلب بخوانید )
توضیح : خبر و عکسها از ایسنا واحد فارس . شماره کد خبر :۱۴۸۱۵
ادامه مطلب
پنجشنبه دهم آبان 1386
صدای اعتراض
جمعی از دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز در بیانیهای نسبت به پذیرش مازاد ظرفیت آزمون دوره دستیاری رشتههای تخصصی پزشکی اعتراض کردند.
به گزارش سرویس صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه فارس، در بخشی از این بیانیه آمده است: رشته پزشکی یکی از ارکان مهم در رشد و توسعه هر جامعه و کشوری می باشد و پذیرش دانشجوی پزشکی و آموزش پزشکی در هر کشوری، اولین و مهمترین اقدام اساسی در آینده سلامت آن جامعه یا کشور خواهد بود.
درادامه با اشاره به برخی مشکلات موجود پذیرش دانشجوی رشتههای پزشکی و تخصصی همچون فروش سوالات امتحان دستیاری سال 82 و پذیرش بدون برنامهریزی کلان دانشجوی پزشکی در شعب کیش و قشم دانشگاههای علوم پزشکی، آمده است: در امتحان پذیرش دستیاری، افراد زیادی مازاد بر ظرفیت تحت عنوان سهمیه مدیران (سهمیه پوشش مناطق محروم) با نمرات پایینتر از کسانی که قبول نشدهاند، قبول شدهاند که اینگونه روندهای نابرابر و نامتعادل ضربه بزرگی به پیکره جامعه پزشکی وارد میکند.
سه شنبه هشتم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد - بخش چهارم
4- رحمت به کفن دزد قبلی
علیرغم حساسیت زیاد آزمون پذیرش دستیار از زوایای گوناگون ، دبیرخانه مربوطه در دورانهای مختلف همواره عملکردی نیمه شفاف و غیرپاسخگوئی را در پیش گرفته است ! ( در این خصوص بعداً به تفصیل صحبت خواهدشد ) .
اما در مورد سهمیه جدیدالتاسیس " مازاد" ابهامات و تناقضات بگونهای است که جز مفهوم سوءاستفاده تعبیری دیگر به ذهن ناظر خطور نمی کند .
به این نمونهها و ایرادات توجه بفرمائید :
الف – درتبصره 2 مربوط به بند 2 از قسمت " و" دفترچه راهنمای انتخاب رشته محل ( صفحه 3 ) آمده است که " پذیرفته شدگان این سهمیه موظف به سپردن تعهد محضری خاص به مدت 3 برابر مدت تحصیل در منطقه محرومی که وزارت متبوع تعیین خواهد نمود می باشد ."
این در حالی است که آقای دکتر محققی در مصاحبه با خبرگزاری مهر مدت این تعهد را نیم تا یک برابر مدت تحصیل ذکر کرده است !!! ( رجوع کنید به اینجا!)
درثانی منطقه محروم مورد نظر وزارتخانه برای این نورچشمیها کجاست ؟ وقتیکه شهرهای استان اصفهان و فارس و ... و مراکزی چون ارومیه از نظر ایشان محروم محسوب میشوند ، انتظار دارید این ازمابهتران را برای خدمت به کجا اعزام کنند ؟
ب – در بند 7/6 دفترچه شماره 1 ، کسب حداقل 80% حدنصاب رشته – محل بعنوان شرط نمره ذکر شده است . اما به روشنی مشخص نکرده که منظور حد نصاب مرحله اصلی پذیرش است یا نمره آخرین فرد پذیرش شده در مرحله نهائی ملاک قرار میگیرد !! ( توضیح : در روند پذیرش ابتدا بدون درنظر گرفتن سهمیه و جنس شرکت کنندگان ظرفیتها پر میگردد تا کف ِ نمره – حد نصاب – برای هر رشته محل بدست آید . سپس با در نظر گرفتن سهمیه و تخفیف نمره ای (!) که برای هر سهمیه در نظر گرفته شده ، مجدداً پذیرش صورت میگیرد .)
حال با توجه به اینکه می بینیم که نمرات سهمیه مازادیها از نمرات سایر سهمیهها بوضوح پائینتر است ، این سووال پیش می آید که واقعاً چه حد نصابی برای ایشان مد نظر بوده ؟
پ – وزارتخانه در اقدامی عجیب و غیرعلمی ، تعیین تعداد ظرفیت مازاد را به عهده هر دانشگاه گذاشته است ! این درحالی است که تعیین ظرفیت هر رشته – محل روندی است بسیار پیچیده و بایستی بر اساس کارشناسیهای دقیق و توسط خود وزارتخانه صورت گیرد . این وزارتخانه برای تربیت متخصص در هر رشته معیارهای دقیقی تعریف نموده است که در کتاب سبز راهنمای تحصیلات تخصصی پزشکی به تفصیل ذکر شده است . بعنوان مثال یک رزیدنت زنان بایستی حداقل 5 مورد کورتاژ ِ مول ، 20 مورد لاپاراسکوپی و ... انجام دهد تا کفایت آموزشی وی مورد تائید قرارگیرد . براساس پروتکل و معیارهای مدون شده ، در دهه 70 وزارتخانه به بررسی دقیق بیمارستانهای آموزشی و امکانات دانشگاهها می پردازد . جالب اینجاست که تعداد قابل توجهی از بیمارستانها و دانشگاهها را از لحاظ توانائی تربیت متخصص در بعضی رشته ها فاقد صلاحیت آموزشی ( مانند بیمارستان بوعلی سینا قزوین برای رشته داخلی و بیمارستان رازی اهواز برای رشته بیهوشی و ....) و تعداد بسیار زیادی را مشروط معرفی کرده اند .
اما وزارت بهداشت دولت جدید با تسامح غیر قابل قبولی چنین امر خطیری را بر عهده دانشگاهها می گذارد و اینگونه می شود که برای مثال دانشگاه شیراز اعلام ظرفیت مازاد 3 نفر برای رشته قلب وعروق و 3 نفر برای رادیولوژی ( بعلاوه 1 نفر غیر رسمی !!) و ... مینماید ! آیا این اقدام غیر مسوولانه روند آموزش همه دستیاران را تحت تاثیر قرار نخواهد داد ؟ ( ظرفیت قانونی قلب و عروق شیراز 5 نفر و رادیولوژی 6 نفر میباشد !)
البته فعلاً بجز یک نفر پذیرش غیر رسمی در شیراز (دکتر "م" عضو شورای شهر شیراز که نامشان در لیست پذیرفته شدگان نیست ولی به عنوان نفر چهارم رادیولوژی شیراز پذیرفته شدهاند!) از تعداد کل پذیرفتهشدگان غیررسمی و سمتهایشان خبری دردست نیست .
خبر رسید که تعدادی از دستیاران رادیولوژی دانشگاه شیراز به منظور اعتراض به چنین اقدامی ، به نزد رئیس دانشگاه میروند ( آقای دکتر ایمانیه – اگر اشتباه نشنیده باشم!) وایشان پاسخ می دهند که : آیا چون شما که خودتان قبول شده اید دلتان نمیخواهد دیگران قبول شوند ؟!
منطق و استدلال رئیس یکی از بزرگترین دانشگاه های کشور را ببینید !
در مورد دانشگاه علوم پزشکی شیراز چند نکته دیگر را باید بگویم.
1) دکتر ایمانیه در جشنی که توسط رزیدنتها در دانشگاه برگزار شده بود در پاسخ به پرسش نفر اول امتحان رزیدنتی کشور -که خانم دکتری هستند که به دلایل مختلفی علیرغم احراز رتبه اول آزمون رزیدنتی کشوری به زحمت در رشته رادیولوژی شیراز پذیرفته شدهاند!!!! - در مورد اینکه چرا با پارتی بازی افراد بدون صلاحیت مثل سعید موسوی را در کنار من که اینقدر زحمت کشیدهام و تازه به زحمت در اینجا پذیرفته شدهام مینشانید میگویند:اینها افراد مورد تایید و شناخت ما هستند و شما زیادی هستید!!!!!!!!!!!!
میخواهی تو رو برت گردونم جایی که بودی؟؟
2) دکتر سعید موسوی مذکور با نمره حدوداً 60 با سهمیه شاغلین دولت در رشته بیهوشی شیراز پذیرفته شدهبودند که حتی 2 روز هم در ابتدای سال تحصیلی در بخش حاضر می شوند اما بعد از آن با هم دستی ناجوانمردانه رئیس دانشگاه به رشته رادیولوژی تغییر رشته میدهند! به عجایب چندین و چندگانه ایران اسلامی این را هم اضافه کنید که میشود با نمره 60 رادیولوژی در یک دانشگاه مادر قبول شد!!
3) تمامی رزیدنتهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز فردا پنجشنبه 10/8/86 در اعتراض به این اقدامات نابخردانه اخیر دانشگاه و وزارتخانه در صحن دانشکده پزشکی تجمع اعتراض آمیزی خواهند داشت.
جمعه چهارم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد - بخش سوم
۳- از ما بهتران
در بند دوم از قسمت " و " دفترچه شماره 2 (راهنمای انتخاب رشته ) آمده است :
"افراد متقاضی سهمیه مازاد موظف به تکمیل فرم شماره یک این دفترچه میباشند . این افراد میبایست 5 سال سابقه کار خود ....و سمت اجرائی که به تائید معاون پشتیبانی دانشگاه رسیده ... . "
در دستورالعملی که به همین منظور به دانشگاهها ابلاغ شد ، برای سمتهای مذکور امتیاز بندی ویژهای قائل شده است . بطوری که مسئولین مراکز بهداشت ، رؤسای شبکه ، معاونین دانشگاهها و از این قبیل امتیاز بالاتری نسبت به پزشکان بخش درمان در روستاهای دورافتاده دارند !!!
نکته جالب (که عنوان کل این مجموعه را از آن گرفتهام ) اینست که تقریباً تمامی این حضرات کسانی هستند که نه براساس صلاحیتهای علمی و مدیریتی که با رانت ناشی از اتصال به بدنه قدرت به این موقعیتها رسیدهاند ! و معمولاً سالها به آن پست و مقام میخکوب میشوند مگر حامی حکومتی شان عزل شود ( اتفاقی نادر ) یا اینکه خود خسته شوند و برای تنوع هم که شده به پست دیگری نقل جابجا شوند .
شما کدامیک از این مسوولین را دیدهاید که بدون سفارش های ویژه از بالا منصوب شده باشند ؟؟!!
اینان کسانی هستند که معمولاً بهترین منازل سازمانی دراختیارشان قرار میگیرد . راننده اداره دست به سینه با اتومبیل مدل بالا ایشان را جابجا میکند . در اتاق آقای رئیس معمولاً کولر گازی یا تهویه مطبوع وجود دارد و زمستان گرمای دلچسب بخاری گازی ! به کرّات به مرکز میروند و در جلسات حضور به هم میرسانند (!) پاداش زحمات پزشکان و پرسنل زیر دستشان را دریافت میکنند (!!) حق ماموریت ِ شرکت در جلسات و ضیافتها و... را میگیرند ! حق کشیک های کذائی که ماهانه برایشان رد میشود (ولی کسی نمیبیند !! ) حق محرومیت از مطب !! راستی سختی کار را هم اضافه کنید ! واقعاً چقدر هم کارشان سخت است . مگر امضای برگه ها و جواب دادن به تلفنها میگذارد شیرینی و چای داغ و میوه فصل براحتی از گلوی جناب رئیس پائین برود !
حال مقایسه کنید با آن پزشکِ روستای ِ ( طرحی یا پزشک خانواده ) بیچارهای که خانهای کلنگی را با هزار منت در اختیارش گذاشتهاند با هزار و یک عیبی که ناچار است از جیب خود خرجش کند . تابستانها با کولر همیشه خراب و زمستانها بخاری بی نفت ! علاوه برساعات رسمی کاریش ، نه شب برایش مفهوم دارد نه زمان استراحت ! حتی با دلی آرام هم نمیتواند بر سفره غذایش بنشیند ؛ که اگر بیمار هم مراجعه نکند ، دلهرة آمدنش را دارد .اگر ماشین فکسنی واحدشان خراب شد و نتوانست به دهگردشی برود ، همان آقای رئیس از امتیاز عملکردش و مواجب ماهانهاش کم میکند ! اگر با تلاش زیاد یک مشکل بهداشتی را توانست حل کند ، وظیفهاش بوده ! اما پاداش گزارش آن به جناب رئیس میرسد . چون در ردیف حقوقی پزشک روستا چیزی بنام پاداش وجود ندارد ! اگر داروهای مرکز تمام شد باید انواع فحشها و بیاحترامیها را تحمل کند . اگر هم جسدی را آوردند و نتوانست زندهاش کند (!) ممکن است تا پای مرگ کتک بخورد !!
چه جالب ؟
حال ببینید که امتیاز آقای رئیس کجا و آن پزشک بیکس و بیپناه روستا کجا !
لطفاً کمی بررسی کنید و ببینید رشته های لوکس سهمیه مازاد به چه کسانی رسیده است . البته بعداً تعدادی از این افراد معرفی خواهند شد .
اما چند نکته قابل تامل :
الف - سالهاست که در آزمون استخدامی برای دانشگاه های علوم پزشکی یا افراد با سهمیه ویژه پذیرفته میشوند یا همین مسوولینی که مدتی دارای پست و مقام بودهاند ( به عنوان پاداش زحماتشان !! ) .
ب – افرادی که دارای پست های اجرائی هستند ، حکم رسمی شان چیز دیگریست . چرا که برای پست ها و مقامهای بالا حکم رسمی صادر نمیشود ! مثلاً حکم رسمی فلان معاون دانشگاه ممکن است " پزشک فلان واحد روستائی" باشد . و...
آیا متوجه ظرافت این ترفند شدهاید ؟
یعنی این مهم نیست که فلان نورچشمی در تهران و شیراز و اصفهان و... مشغول دعاگوئی است ! مهم اینست که در حکم رسمی محل خدمت ایشان فلان روستای بد آب وهوا و محروم قید شده است .
اما نکته خیلی جالب دیگر : در جدول شماره 3 دفترچه شماره 2 ، نام 24 استان بعنوان منطقه محروم ذکر شده است . یعنی وزارتخانهچی ها نخواستهاند هیچکدام از دوستان و همقطارانشان دلخور شوند . بجز شهرهای تهران ، تبریز ، اصفهان ، شیراز و مشهد ؛ عملاً همه کشور منطقه محروم محسوب شده ( که البته این عزیزان هم با استفاده از ترفند فوق الذکر مشکلی ندارند ).
و اینگونه است که آقای دکتر " س . م " از شیراز با نمرهای درخشان (!) و بدون ذکر نامشان در لیست پذیرفته شدگان سهمیه مازاد ، در رشته رادیولوژی شیراز قبول میشوند ! خدمت در منطقه محروم ؟ اولویت منطقه محروم ؟ نمره ؟ همه کشک و همه پشم !
ادامه دارد ...
چهارشنبه دوم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد - بخش دوم
رانت به توان ِ 2
۲- معشوق توئی کعبه و بتخانه بهانه است .!
در دفترچه راهنمای آزمون دورة 34 ( سال گذشته ) دنبال مبادی نقبی میگشتم که جناب معاون وزیر قول داده بود به صورت قانونی اعلام میشود . به مفاد بند 7/6 این دفترچه توجه بفرمائید :
" با توجه به مصوبات شصت و پنجمین نشست شورای آموزش پزشکی و تخصصی در راستای ارتقای سلامت کشور از بین داوطلبان شرکت کننده در آزمون پذیرش دستیار این دوره که در حال حاضر در مناطق محروم کشور ( بر اساس اطلاعات جدول شماره 8 ) شاغل به خدمت بوده و حداقل تا تاریخ 20/10/1385 دارای 5 سال سابقه خدمتی در مناطق محروم همان استان میباشند ، بر اساس دستور العمل اجرائی که متعاقباً تنظیم و همراه با دستورالعمل انتخاب رشته - محل در اختیار آنان قرار خواهد گرفت ، و درصورت کسب حداقل 80٪ حد نصاب رشته محل در رشته های مورد نیاز ( براساس اعلام نیاز معاونت سلامت) پذیرش بصورت مازاد انجام خواهد پذیرفت .
بدیهی است پس از ارسال دستورالعمل ....
شرایط تعهد خدمتی و... این گروه از پذیرفته شدگان مطابق دستورالعمل اجرای مصوب مربوطه خواهد بود ."
این مناطق محروم کشور کدام چاه ویلی است که هنوز پر نشده است ؟
سالهاست به نام محرومان و مستضعفان همه نوع فعالیت اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و ... انجام می گیرد اما هرگز ذره ای از محرومیت کم نشده که بیشتر هم شده است!!! بنیاد مستضعفان ( به تعبیری بزرگترین کارتل اقتصادی خاورمیانه ) بنیاد 15 خرداد و هزاران بنیاد و سازمان خرد ودرشت دیگر به نام خدمت به محرومان ایجاد شدند اما تاکنون چیزی جز فربه تر شدن ایشان و محروم تر شدن محرومان ندیده ایم .
سالهاست در روند پذیرش دستیار به نام محرومان و ارتقای سلامت مناطق محروم (!) ، در هر دوره با ترفند و حیلهای جدید و با آب و رنگی متفاوت عدهای با نمرات پائین را جایگزین افراد لایقتری میکنند تا به اصطلاح به مناطق محروم بروند و خدمت کنند ! اما چرا هنوز مناطق محروم از خدمات پزشکی وجود دارد؟
برای روشن تر شدن اذهان ، توجه شما را به چند نکته پارادوکسی جلب میکنم :
v چندین سال است که در پایتخت ، مراکز استانها و شهرهای بزرگ عملا امکان فعالیت پزشکی برای متخصصها وجود ندارد . بنابراین فارغ التحصیلان خود بناچار به شهرهای کوچک و دورافتاده میروند.
v وزرات بهداشت و غیره از همه پذیرفته شدگان تعهد خدمت در مناطق مورد نیاز میگیرد . پس تفکیک خدمتی قبل از پذیرش چه محلی از اعراب دارد ؟ مگر جز مناطق محروم جای دیگری هم اکنون نیازمند است؟
v وضعیت خدمتی پزشکان عمومی هم به همین صورت است . بیش از یک دهه است که چارهای جز کار در مناطق دورافتاده و محروم برای ایشان نیست ! بنابراین با توجه به وضعیت اشتغال این گروه ، کار در این مناطق بیش از آنکه فداکاری محسوب شود ( اگرچه از نظر من فداکاری است !) تلاشی برای اشتغال محسوب میشود.
v اتفاقاً اکثر متخصصین محترمی که من در ۸ منطقه مختلف و به اصطلاح محروم کشور افتخار همکاری با آنان را داشتهام ، همگی از سهمیه آزاد و بدون هیچگونه رانتی قبول شده و اغلب بورد هم داشتند .
سوالم را تکرار میکنم : پس چرا هنوز منطقه محروم از خدمات پزشکی وجود دارد ؟
جواب بسیار ساده است ! بسیاری از کسانی که از این طریق پذیرش میشوند یا اصولاً فقط از این سهمیهها سوءاستفاده کردهاند یا به تدریج درطی تحصیل و بعد از آن با نفوذ به درگاه مقامات ( یا خود به مقام تبدیل شدن! ) ، از حضور در محل خدمت مورد تعهد سرباز میزنند !
سه شنبه یکم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد دستیاری - بخش اول
رانت به توان ِ 2
وقتی رئیس مرکز بهداشت به آرامی از معاون وزارتخانه که برای بازدید به مرکز آمده بود پرسید " آقای دکتر از سهمیه دستیاری مسوولین چه خبر ؟ " ، بلافاصله شستم خبردار شد که بازهم حفر یک نقب دیگر در جریان است !
آزمون دستیاری واقعاً سختترین رقابتی است که هر پزشک مشتاق به ادامه تحصیل با آن روبرو میشود . مطالعه 23 درس بالینی و غیربالینی در قالب ِ حداقل 25 کتاب از رفرانسهای متفاوت کاری است بس دشوار که هرکسی از عهدة آن برنمیآید . چنانچه از بیش از هفتاد هزار پزشک عمومی تنها حدود پانزده هزار نفر پا به این میدان رقابت میگذرانند . دشواری تا حدی است که حتی متخصص طرح سوال و آزمون آمریکائی که برای بررسی و ارائة راه حلی برای این آزمون غیرمنطقی وغیرعقلانی دعوت شده بود ، با چشمانی برآمده از تعجب و حیرت گفت " !! Very difficult " و در آخر گیج و منگ برگشت به کشورش .
مسلماً در این بین نورچشمیهای زیادی هستند که مشتاق کسب مدرک تخصص هستند ، ولی چون قادر به رقابت با سایرین نیستند ؛ ترجیح میدهند با همان شیوههائی که در دانشگاه پذیرش شدند ، به همان منوالی که دانشگاه را طی کردهاند و از همان کانالهائی که به پست و مقام رسیدهاند به این رویای شیرین هم برسند .
همکاران محترمی که چون من موی سپید کردهاند بخاطر دارند که در سالهای نه چندان دور که پذیرش دستیار بصورت نیمه متمرکز بود ؛ عملاً تمام رشتههای پرطرفدار و لوکس به کسانی میرسید که به نحوی به منابع قدرت متصل بودند . تعداد سفارش از مقامات گاه آنقدر زیاد بود که مجبور میشدند در بعضی رشته - محلها بیش از ظرفیت آموزشی پذیرش کنند ! اساتید محترم عضو هیات ژوری حتماً سفارشهای تلفنی و توصیه نامهها را به یاد دارند !! نمونه بسیار بارز دیگر غصب اغلب رشتههای لوکس توسط اعضای جهاددانشگاهی در سال 68 است که تحت عنوان مصاحبه علمی صورت گرفت و حق بسیاری را که نمرات بالا کسب کرده بودند براحتی زیر پا گذاشتند .
ادامه دارد...
