جمعه سی ام آذر 1386
روزگار ترانه و اندوه
مرا ببخش ای یار . حرفهای ناگفته زیادی دارم ولی دست و دلم به نوشتن نمی رود ...
روزها و سالهای اسارت در تنهائی را می شمارم و به مکافاتی مبتلایم که زندگی اش می خوانند !
تا بعد ...
پی نوشت :
اینهم از فال شب یلدا در روزگار ترانه و اندوه . تقدیم به همه عزیزان :
ای دل آندم که خراب از می گلگون باشی بی زر وگنج به صد حشمت قارون باشی
در مقامی که صدارت به فقیران بخشند چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی
کاروان رفت وتودرخواب وبیابان درپیش کی روی ره زکه پرسی چه کنی چون باشی ؟
تاج شاهی طلبی گـــوهـر ذاتـی بنمای ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی
ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان چند و چند از غم ایام جگر خون باشی
حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر اینست هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی
شاد باشید و سربلند.![]()
شنبه دهم آذر 1386
کامپیونر با اعمال شاقه !
این روزها کامپیوتر به یکی از اصلی ترین ابزارهای کار و زندگی تبدیل شده است . اما بسیار می بینیم کسانی را که پس از مدت کوتاهی کار با این وسیله دچار بی حوصلگی ، عصبانیت ، سردرد ، قرمزی چشم و اشکریزش می شوند . علت تنظیم نبودن ویژگی های تصویر است . اگر چه در وبلاگ قبلی در این خصوص توضیحاتی داده بودم اما لازم می دانم مجدداً در این مورد بنویسم :
ادامه مطلب
