جمعه بیست و یکم دی 1386
غیبت صغرا !
سلام
دوستان و همکاران عزیز
برای مرور نهائی دروس امتحانی بناچار چند صباحی درخدمتتان نخواهم بود ! اگر عمری باقی باشد در اسفند ماه مجدداً به جمع عزیزان برمی گردم . مطالب زیادی برای نوشتن دارم ... پس حتماً بر میگردم .
اگر اهل دعا هستید ، این پیرمرد را فراموش نفرمائید - همچنین گل پسر عزیز را - . بلکه با دعای خیر شما به رشته موردعلاقه ام راه پیدا کنم هم ازین آوارگی و سردرگمی و بی سروسامانی نجات پیدا کنم !!
و فراموش نکنید لعن و نفرین یزیدها و معاویه های زمان را ... که در ظلم و جور و بی عدالتی ، معلمان تاریخی شان را روسفید کرده اند !
برای همه تان سلامتی ، سربلندی و موفقیت آرزو دارم ![]()
به امید دیدار
کاوه
پی نوشت : آخر شب خبرها را مرور می کردم که به این تیتر رسیدم :
پایان پرونده تحقیق و تفحص از آزمون دستیاری 82 ، تخلفات محرز شد !
بیش از 4 سال از این پروندۀ به اصطلاح ملـَی می گذرد ... در آن سال چه حق هائی که از من و گل پسر و امثال ما ضایع شد ! چه تلاشهائی که کردم برای ایجاد این پرونده و چه فحاشیها و بی ادبی هائی که از همکاران محترم (!) دیدم و شنیدم !
آقای دکتر ریاض نماینده وقت مجلس در جلسه ای نیمه خصوصی لیستی را نشانم دادند و گفتند بیش از 400 نفر ... ( یعنی یک سوم کل ظرفیت آن سال !!! )
چند نفر اخراج شدند ؟ همان 6- 5 نفر بی کس وکاری که دستشان به جائی بند نبود ؟ آیا آن چند میلیارد تومان را فقط از همین چند نفر گرفته بودند ؟
پرونده چگونه پایان یافت ؟ حق پایمال شده دیگران چگونه اعاده شد ؟
آیا می دانید چه بسیار کسانی که دراین ماجرا برای همیشه فرصت و بخت خود را ازدست دادند ؟
چرا اینقدر دیــــر ؟ آیا باز موسم رای رسیده و حضرات می خواهند از این لاشه گندیده آش نذری بپزند ؟
چرا اسامی و سمت متخلفان را اعلام نمی کنند تا مردم بدانند گـزمه هائی که قرار بود امنیت را برقرارکنند خود سردسته دزدان بوده اند !
آقای دکتر کریمی ( معاون وقت وزارتخانه همیشه روسیاه ِ ب د آ پ ) حتماً بیاد می آورند که نمایندۀ کمسیون امنیت ملی به ایشان گفتند طبق بازجوئیهای اولیه ، مسئله فروش سئوالات آزمون دستیاری از سال 72 بوده ، یعنی 11 سال !!! درمورد آن سالها چه کردند ؟ جریان سال 77 که اظهرمن الشمس بود و جای هیچ گونه انکاری نداشت !؟
چرا ...؟
چرا .....؟
چرا ........؟
آقای دکتر نارنجی ها – خبرنگار شبکه خبر – حتماً یادشان هست که وزیر وقت چگونه بی شرمانه چشم در چشمان افرادی که دوره اش کرده بودند دوخت و گفت : اگر حتی یک مورد تخلف ثابت شود امتحان را باطل می کنم !
از یادآوری آنچه بر من و ما گذشت دچار سرگیجه شده ام ! حالم از این عدالت اس***ی بهم میخورد !
می خواهم تـُُف کنم ! ! صورت دکتر پزشکیان کجاست ؟
...
..
.
اصل این خبر [ مسخره] را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید .
ادامه مطلب
دوشنبه هفدهم دی 1386
RapidShare
اگر مثل من اهل دانلود (بخصوص کتابهای خارجی ) باشید ، مسلماً سروکارتان زیاد به سایت RapidShare افتاده ! میزبان خوبیست ولی برای استفاده از مزایای ممتاز آن باید اکانت آنرا بخرید ! درغیراینصورت بایستی از حالت رایگان آن استفاده نمود که علاوه بر سرعت پائین ، فاقـد قابلیت مهم وقفۀ موقـت ( Resume و Pause )و ازسرگیری مجدد در هنگام دانلود است . به عبارت ساده تر به هیچ وجه نمیتوانید از برنامه های مدیریت دانلود استفاده کنید . ![]()
برای یک حصول به شرایط دانلود ممتاز ( Premium ) از این سایت سه راه حل کارا پیشنهاد میکنم :
1- به این آدرس تشریف ببرید و یکی از هدایای آنرا انتخاب کنید ( اکانت 1 یا 3 ماهه میزبانهای RapidShare یا MegaUpload ) . سپس ای – میل خودتان و یک رمز عبور مرقوم بفرمائید .
در مرحله بعد مشخصات تان را باید بنویسید که البته الزامی به صحت و درستی آنها نیست . ![]()
درآخر یک لینک به شما داده خواهد شد که باید آنرا به دوستانتان بدهید تا با استفاده از آن ثبت نام کنند . همانطور که متوجه شده اید برای بدست آوردن اکانت مورد نظرتان باید تعداد مشخصی با استفاده از لینک شما ثبت نام کنند . مثلاً برای حساب 1ماهه راپیدشــــیر این تعداد 5 نفر است !
پس از رسیدن به حدنصاب ، نام کاربری و رمزعبور به ای – میل شما ارسال میشود .
2 – راه حل دوم : به سایت پـَـزَ نگ رفته و با دادن آدرس ای- میل تان ، یک رمز ورود به آن سایت بگیرید !
از این به بعد پس از ورود به سایت و صفحه مربوطه ، لینک راپیدشـــیر را ارائه داده و مدتی بعد ( گاه چند ساعت ) لینک مستقیم آنرا تحویل بگیرید .![]()
3 – راه حل سوم استفاده از یک مدیر دانلود جالب بنام FileDownloader است . برای دانلود و آموزش چگونگی استفاده از آن ، لطفاً به ادامه مطلب تشریف ببرید .
در انتها یک سایت خوب پر از کتابهای پزشکی معرفی می کنم . شما نیز اگر سایتهای مشابه سراغ دارید در بخش نظرات مرقوم بفرمائید تا به اطلاع سایر دوستان برسد .
http://medical-ebooks.blogspot.com
موفق باشید
ادامه مطلب
جمعه چهاردهم دی 1386
مشعلی در تاریکخانه ! (1)
سابقۀ بد عملکرد وزارتخانه در پذیرش دستیار تخصصی پزشکی موجب نوعی حس عمیق بی اعتمادی در داوطلبان شده است ، شک و شبهه ای که دبیرخانه مربوطه با عدم شفاف سازی رویکردش همواره برآن صحّه گذاشته است !!
همه ما کمابیش نمونه های متعددی از سوءاستفاده ها و پایمالی حقّ محقّان را دیده ایم و میشناسیم . اگرچه تغییر نحوه پذیرش از نیمه متمرکز به متمرکز تلاشی برای کاستن از حساسیتها بود اما به موازات آن روشهای سوءاستفاده نیز متحول شده است . در دهه 60 و اوایل دهه 70 که پذیرش بصورت نیمه متمرکز و بعد از مصاحبه صورت می گرفت ، انتخاب دستیار کاملاً تحت الشعاع سفارشات قرار داشت . چه بسیار افراد نالایقی که ازین طریق جای شایستگان را گرفتند و چه ظلمها و بعضاً توهین و بی احترامی هائی که به بهترین ها نکردند . از ابعاد ستمی که به بسیاری از همکارانمان در آن زمان رفت همین نکته بس که روش آزمون در آن دوران بصورت تک رشته – دانشگاه بود . یعنی داوطلب فقط برای یک رشته ( البته بعداً دو رشته ای شد ) در یک دانشگاه امتحان می داد . بدینگونه رد کردن یک داوطلب نمره بالا به معنی کنار گذاشتن کامل او در آن دوره بود ! به یاد دارم که هنگامی که انترنها به خانم دکتر منصوری رئیس هیات بورد پوست دانشگاه تهران گفتند: " امسال برای پوست دانشگاه تهران 400 نفر ثبت نام کرده اند !." ایشان گفتند : " بی خود وقتشان را تلف میکنند ! من باید 7 نفر پذیرش کنم ولی 9 نفر سفارشی مقامات بالا را دارم و نمی دانم کدام 2 نفر را کنار بگذارم !! " .
نمونه دیگر پذیرش اولین سری دانشجویان پس از انقلاب فرهنگی است (ورودیهای 62-61 ). آزمون پره انترنی برای اولین بار در سال 1367 شکل گرفت اما هنوز رسمیت نداشت و حتی شرکت در آن اجباری نبود ! این آزمون که با آزمون پذیرش دستیار یکی شده بود ، درواقع امتحان دستیاری ورودی های فوق الذکر بشمار میرفت . اما در آن دوره اتفاق عجیبی افتاد و اعلام شد که مصاحبۀ آن دوره برعهده جهاد دانشگاهی است ( از سایر دانشگاهها خبر موثقی ندارم ولی این اتفاق در دانشگاه تهران افتاد !) . نتیجه مصاحبه هم این شد که عزیزان جهاد دانشگاهی دور هم نشستند و به صرف شیرینی و میوه ، ضمن تعریف و تعارف رشته های لوکس را بین خودشان تقسیم کردند !! نمونه آن دکتر ا.م که با نمره حدود 60 از 150 به رشته ارتوپدی رفت و اکنون سمت بالائی در یکی از دانشگاههای تهران دارد . ایشان در دوران دانشجوئی مسول انتشارات جهاد دانشگاهی بود و درهمان دوران دانشجوئی خانه و اتوموبیل در تهران خرید و... اما هرگز بخاطر سوءاستفاده هایش زیر سوال نرفت !! جالب اینکه بسیاری از نمره برترهای آن دوره را رد کردند ( ازجمله نفر اول را ) و این بیچاره ها پس از دوندگی های زیاد توانستند در چند رشته پائین پذیرش بگیرند . اکنون بسیاری از آن حضرات سمتهائی دارند و بعضی با بورسهای وزارتخانه به کشورهای غربی ( بخصوص انگلستان) رفتند و اکنون با عنوان پرطمطراق " فوق تخصص " مشغول به نمایش گذاشتن منویات درونی و چهره واقعیشان هستند !!
از نمونه های دیگری که بخاطر می آورم سفارش ویژۀ دکتر ملکزاده وزیر وقت برای آقای دکتر ج است : " اگر فقط یک نفر ظرفیت داشته باشید ، باید دکتر ج را پذیرش کنید !!" . این مکالمه تلفنی دستور اکید آقای وزیر بود به هیات بورد رادیولوژی دانشگاه شیراز . دکتر ج که گزارشات رادیولوژی اش همواره سوژۀ مزاح همکاران بود اکنون یک میلیاردر است . و هرگز فراموش نمیکنم ظلمی را که به دکتر" د " شد ! ایشان که انسانی مزین به سجایای اخلاقی بوده (و هست ) علیرغم کسب نمرات تحسین برانگیزی در آن دوران سیاه به کرّات رد شد تا جایش را در رشته مورد علاقه اش – قلب و عروق – بی مقدارهای تهی از انسانیت پر کنند ! او بخاطر این بی عدالتی ها برای همیشه قید ادامه تحصیل را زد .
شاهد دیگر یکی از اساتید فعلی عفونی دانشگاه تهران است که درآن دوران بارها توسط هیات ژوری پوست رد شد علیرغم نمرات عالی و پاسخهای ممتازی که در حین مصاحبه می داد ! ایشان بناچار به رشته کم طرفدار عفونی روی می آورند اما به مدد توانائی و علم غیر قابل انکارشان اکنون یکی از اساتید برجسته بشمار می روند .
...
..
.
من واقعاً درمانده ام ! آنهائیکه به واسطه سفارشات و سوءاستفاده از قدرت مداران جای افراد شایسته و محقّ را گرفتند ، کسانیکه ردای علم پوشیدند و بنام استاد (!) در خیمه شب بازی ایی بنام مصاحبه حق عده ای را پایمال کردند تا گروهی را به کامیابی دنیا برسانند و آنهائیکه این ظلمها را دیدند و سکوت پیشه کردند علیرغم قدرت و اطلاعاتی که داشتند ، چگونه وجدان خود را راضی کردند و فردا در پیشگاه پرودگار چه پاسخی دارند ؟
فراموش نکنیم که آنچه دراین ماجرا گذشته و میرود ظلمیست مضاعف ! چرا که نه تنها حق پزشکان شایسته پایمال شده ، که بدلایل مبرهن مردم از طبیبانی حاذق و تواناتر محروم مانده اند . آیا اگر روند پذیرش دستیار برمبنای عدالت بود ، امروز شاهد چهره بهتری از بخش درمان و رضایتمندی بیشتر مردم مان نبودیم ؟
ادامه دارد ...
یکشنبه نهم دی 1386
عشق لیتری چند ؟
* پسرم شب یلداست ! زن و بچه ها رو بردار بیا . با خواهرها و برادرهات دور هم باشیم . مثل قدیما !
- آخــه ... مادر خودت می دونی وضع بنزین خرابه ! ...
...
..
.
پیرزن تا پاسی از شب بیدار ماند به عادت یلداهای گذشته . به عکسهای قاب شده روی طاقچه نگاه می کرد و اشک از گوشه چشمانش سرازیر می شد به یاد شادیهای گذشته !
آجیل و میوه و شیرینی ها را جمع کرد ، همه دست نخورده ! از بقیه دختر وپسرها هم همان جواب را شنیده بود .
سهم او از آن شب بغض سنگینی شد در گلو مانده !
دست به دعا برداشت : خدایا سلامت باشند . برای من همین کافیست .
![]()
یکشنبه دوم دی 1386
کسی در خانه هست ؟
چند سالیست که این انگشت حیرت بین دندانهایم له شده ... مثلا وزارتخانه ای داریم با اسمی به این طویلی و همه از تحصیلکرده های رده بالا !
یعنی یک نفر آدم فهمیده توی این دبیرخانه پیدا نمیشه که سرفصلهای این رفرانسهای امتحان را بررسی و موارد مشابه را حذف کند ؟ یا این که گروهها مثل آدم بنشینند و سرفصلهای مشترک را فقط از یک مرجع انتخاب کنند ؟! کار سختی است ؟؟!!
خود حضرات هم می دانند که حتی بین فصول یک مرجع در مورد یک موضوع اتفاق نظر وجود ندارد چه رسد به کتابهای مختلف !
به نمونه هایی از عناوین مشابه در رفرانسهای متفاوت توجه بفرمائید :
سنگ کلیه : ارولوژی – بیماریهای کلیه ( داخلی )
عفونتهای ادراری : ارولوژی – بیماریهای عفونی
STD : ارولوژی – بیماریهای زنان – بیماریهای عفونی – پوست
بیماریهای مادرزادی قلب : کودکان – قلب و عروق ( داخلی)
بیماریهای پستان : زنان – جراحی
بیماریهای پری آرتیکولار : روماتولوژی - ارتوپدی
بیماریهای آدرنال : غدد - جراحی
و...
تازه اگر زیرعنوان ( Sublecture و Subtitle ) ها را هم حساب کنیم فهرست خیلی طویل می شود :
اولسر پپتیک : بیماریهای گوارش و کبد – جراحی
کیسه صفرا : بیماریهای گوارش و کبد – جراحی
بیماریهای پانکراس : بیماریهای گوارش و کبد – جراحی
احیاء نوزاد : کودکان – زنان
کانسر کلیه : بیماریهای کلیه ( داخلی) - ارولوژی
و...
جناب دبیرخانه ! برای یک بار هم که شده عقل و منطق را چاشنی کارهایتان کنید . امتحان دستیاری کار تحقیقاتی و پژوهشی نیست که پزشک بیچاره بررسی کند تا ببیند نظر منابع مختلف چیست !!
مثلاً می شود بجای تعیین کتاب ، سرفصلهای لازم و مرجع قابل قبول برای آن عنوان را اعلام کرد ! بدینگونه دیگر موضوعات مشابه تکرار نخواهد شد .
...
کسی در خانه هست ؟؟!
