چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387
امان از روزگار ...
1- روزگار غریبی است نازنین !
چهرههای درهم رفته ، سگرمههای پُرگِره ، آدمهائی که با خود حرف میزنند ، از آینده نومیدند و...
گوئی افسردگی به خُلق طبیعی این مردم تبدیل شده ! شاید بهتر باشد آدمهای غیرافسرده درمان شوند . با توجه به اوضاع روزگار آنها حتماً مشکلی دارند!!![]()
2- همواره دولتهای وقت برای راضی نگاه داشتن مردم نرخ خدمات نرمافزاری پزشکی ( مانند دستمزد پزشک و پرستار) را پائین نگه داشتهاند . تاحدی که نسبت به کشورهای عقب ماندهای چون افغانستان و بنگلادش هم تحقیرآمیزمینماید . به عبارتی سادهتر دولتهای ما یارانه هنگفتی بابت این خدمات می پردازند اما از جیب پزشکان !
دولت با جلوگیری از واقعی شدن ( یا حداقل معقول شدن) سرانه بهداشت ودرمان و دخالت مستقیم در امر نرخگذاری خدمات پزشکی از طریق سازمانهای بیمه ( که جزئی از دولت محسوب میشوند ) موجب آلودگی و بیمار شدن نظام درمان این کشور شده است ! تعداد قابل توجهی از پزشکان ( بیش از 15 هزار به قول دکتر هویدا ) بخاطر نیافتن جایگاهی شایسته از جرگه طبابت خارج شدهاند ، بسیاری از همکاران برای جبران مافات به تجویز بیش از حد و گاه غیرعلمی آمپول و سرم و ... می پردازند و گروهی با ترغیب بیمار هزینه های مازاد به وی تحمیل میکنند و ...
در نهایت زیان این فرآیند معیوب و بشدت بیمار به که میرسد ؟
] نکته عجیب اینکه دولت درقبال افزایش هزینههای بخش سختافزاری درمان مانند دارو، آزمایشگاه ، رادیولوژی و امثالهم نه تنها موضعی نمیگیرد که خود پیشقدم هم میشود ! و نکته جالب اینکه دستمزد پزشک – حتی نوع نظام پزشکیاش – در مقایسه با این هزینهها عددی محسوب نمیشود ! [
3- با آقای دکتر پ.ا در دوران تحصیل در دانشگاه تهران آشنا شدم . روستا زادهای از جنوب فارس که با سهمیهای ویژه وارد دانشگاه شدهبود . از ما پائینتر بود بگمانم ورودی 67 . جنون ِعشق مقام و حُب ریاست داشت و به جائی رسانده بودش که برای رسیدن به اهدافش از هر رذالتی فروگزاری نمیکرد ! بجای کلاسهای درس و حضور در بخشها ، در دفتر این رئیس و آن مدیر گروه حاضر بود. با دستمالی در دست !
زبان چرب و نرمی داشت . سعی میکرد در همه افراد یک سیستم ( از مستخدم تا رئیس ) نفوذ کند . هر وقت دانشجویان بخاطر ظلم و رفتار ناحقی اعتراض میکردند ، به گونهای سر وصداها را میخواباند و حتی نزدیکترین دوستانش را میفروخت و البته پاداشش را از حضرات میگرفت . از یکسو داد اخلاق و معنویت می زد از سوی دیگر کثافتکاریهای غیراخلاقیش نقل محفل همگان بود . بخاطر نداشتن پدر معنوی در دنیای سیاست سعی داشت با نزدیک شدن به مقامات و بکمک روشهای خودش دوستانی پیدا کند تا بتواند موقعیت و مقامی دست و پا کند . با تحویل دولت به آقای خاتمی و تغییر مقامات حامیش، او هم بساطش را جمع و به روستای زادگاهش برگشت و در آنجا مطبی دائر کرد . تخلفاتش در خصوص بیمهها بگونهای بود که بسیاری از آنها لغو قراردادش کردند ولی با نفوذی که داشت مانع از تداوم این تنبیه شد .
با انتخاب هم روستائی و دوست هم پیالهاش ( دکتر ش . م ص ) به نمایندگی مجلس هفتم که بدنبال رد صلاحیتهای گسترده اصلاح طلبان صورت گرفت ، دوباره برای کسب مقام و ریاست به کارزار برگشت . و بدین گونه شد که ایشان بدون داشتن هیچگونه سابقه اجرائی و مدیریتی ، بناگاه از مطب روستائیش به ریاست بهداری کل سازمان زندانهای کشور رسید . بعد هم با نفوذ به وزارت رفاه که وزیرش سابقاً استانداری در فارس بوده و البته با توصیههای همان نماینده مجلس به سمت مشاور وزیر میرسد ! ( نکته ای که به نظرم بهتر است واگویه شود اینست که وزیر بهداشت عتیقهی این دولت هم از توصیههای همان نماینده مجلس است . کسی که رانتهای سیاسی و اقتصادی زیادی را برای دوستان ، فامیل و نزدیکانش فراهم کرد ! درخصوص این نماینده مجلس مسائل زیادی وجود دارد که بعداً به آنها میپردازم.)
باری این بازگوئی خاطرات بدین علت بود که دیدم اخیراً جناب مشاور وزیر در مذمت افزایش دستمزد و خدمات پزشکی افاضاتی دردادهاند و طبق خط مشی همیشگیاش ( بقول دوستانش : حزب باد ) در قبال کسب مقام و در راستای مجیزگوئی قدرت، به سرکوب تلاش همکارانش برای احقاق حقشان میپردازد ! کسی که تا همین 4-3 سال قبل بخاطر کمی درآمدِ ناشی از پائین بودن نرخ ویزیت، دست به چندین نوع تخلف در قبال دفترچههای بیمه زده بود . هنوز پروندهی تخلفات ایشان در سازمانهای بیمهی استان فارس موجود است !!
4- در پاسخ مشاعره دوست عزیز و همکار جوانم در وبلاگ پزشک 78 به این رباعی زیبا از مولانا اکتفا و به ایشان و دیگر همکاران تقدیم می کنم . امیدوارم به بزرگواری خودشان ببخشند . حقیقتاً دل و دماغی برای شعر و نغز برایم نمانده . مطمئنم وقتی به سن و سال من برسید مرا درک خواهید کرد . البته امیدوارم حال و هوای پرشور جوانیتان پایدار باشد :
گر در ره عشق او نباشی سرباز
زنهار مکن حدیث عشقی سر باز
گر روشنیئی می طلبی همچون شمع
پروانه صفت تو خویشتن را در باز
پ.ن ۲ - لینک مستقیم کتاب ارتوپدی دکتراعلمی هرندی ( فقط تا ۷ روز !)
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387
جزیره !
فیلم جزیره (The Island ) تصویر نگرانیهای اخلاقگرایان از سوءاستفادۀ احتمالی بشر از دانش جدید شبیه سازی (Cloning) است . این فیلم که از ساخته های Michael Bay بوده و ایوان مک گرگور ( در نقش لینکولن -6 – اکو ) و اسکارلت جانسون ( در نقش جوردن – 2 - دلتا) هنرمندی بیادماندنی ایی در آن از خود بجا گذاشته اند ، با داستانی جذاب به زبان گویای این ترس و نگرانی تبدیل شده است !
بقیه در " ادامه مطلب"...
ادامه مطلب
یکشنبه یازدهم فروردین 1387
آرزو ...
کابوس سی ساله بسر بردهام!
پنجشنبه یکم فروردین 1387
2 برنامه مفید !
پی نوشت :
۱- مرجع دروس برای دوستانی که سال بعد امتحان میدهند ( تصویر خوانا ! )
۲- فونت یاقوت سیاه . برای کسانی که فایل پی دی اف مراجع ۸۷ را از سایت دبیرخانه دانلود کرده اند ولی نمی توانند آنرا بخوانند . ( فونت را در پوشه Fonts ویندوز کپی کنید .)
موفق باشید
ادامه مطلب
