جمعه چهاردهم دی 1386
مشعلی در تاریکخانه ! (1)
سابقۀ بد عملکرد وزارتخانه در پذیرش دستیار تخصصی پزشکی موجب نوعی حس عمیق بی اعتمادی در داوطلبان شده است ، شک و شبهه ای که دبیرخانه مربوطه با عدم شفاف سازی رویکردش همواره برآن صحّه گذاشته است !!
همه ما کمابیش نمونه های متعددی از سوءاستفاده ها و پایمالی حقّ محقّان را دیده ایم و میشناسیم . اگرچه تغییر نحوه پذیرش از نیمه متمرکز به متمرکز تلاشی برای کاستن از حساسیتها بود اما به موازات آن روشهای سوءاستفاده نیز متحول شده است . در دهه 60 و اوایل دهه 70 که پذیرش بصورت نیمه متمرکز و بعد از مصاحبه صورت می گرفت ، انتخاب دستیار کاملاً تحت الشعاع سفارشات قرار داشت . چه بسیار افراد نالایقی که ازین طریق جای شایستگان را گرفتند و چه ظلمها و بعضاً توهین و بی احترامی هائی که به بهترین ها نکردند . از ابعاد ستمی که به بسیاری از همکارانمان در آن زمان رفت همین نکته بس که روش آزمون در آن دوران بصورت تک رشته – دانشگاه بود . یعنی داوطلب فقط برای یک رشته ( البته بعداً دو رشته ای شد ) در یک دانشگاه امتحان می داد . بدینگونه رد کردن یک داوطلب نمره بالا به معنی کنار گذاشتن کامل او در آن دوره بود ! به یاد دارم که هنگامی که انترنها به خانم دکتر منصوری رئیس هیات بورد پوست دانشگاه تهران گفتند: " امسال برای پوست دانشگاه تهران 400 نفر ثبت نام کرده اند !." ایشان گفتند : " بی خود وقتشان را تلف میکنند ! من باید 7 نفر پذیرش کنم ولی 9 نفر سفارشی مقامات بالا را دارم و نمی دانم کدام 2 نفر را کنار بگذارم !! " .
نمونه دیگر پذیرش اولین سری دانشجویان پس از انقلاب فرهنگی است (ورودیهای 62-61 ). آزمون پره انترنی برای اولین بار در سال 1367 شکل گرفت اما هنوز رسمیت نداشت و حتی شرکت در آن اجباری نبود ! این آزمون که با آزمون پذیرش دستیار یکی شده بود ، درواقع امتحان دستیاری ورودی های فوق الذکر بشمار میرفت . اما در آن دوره اتفاق عجیبی افتاد و اعلام شد که مصاحبۀ آن دوره برعهده جهاد دانشگاهی است ( از سایر دانشگاهها خبر موثقی ندارم ولی این اتفاق در دانشگاه تهران افتاد !) . نتیجه مصاحبه هم این شد که عزیزان جهاد دانشگاهی دور هم نشستند و به صرف شیرینی و میوه ، ضمن تعریف و تعارف رشته های لوکس را بین خودشان تقسیم کردند !! نمونه آن دکتر ا.م که با نمره حدود 60 از 150 به رشته ارتوپدی رفت و اکنون سمت بالائی در یکی از دانشگاههای تهران دارد . ایشان در دوران دانشجوئی مسول انتشارات جهاد دانشگاهی بود و درهمان دوران دانشجوئی خانه و اتوموبیل در تهران خرید و... اما هرگز بخاطر سوءاستفاده هایش زیر سوال نرفت !! جالب اینکه بسیاری از نمره برترهای آن دوره را رد کردند ( ازجمله نفر اول را ) و این بیچاره ها پس از دوندگی های زیاد توانستند در چند رشته پائین پذیرش بگیرند . اکنون بسیاری از آن حضرات سمتهائی دارند و بعضی با بورسهای وزارتخانه به کشورهای غربی ( بخصوص انگلستان) رفتند و اکنون با عنوان پرطمطراق " فوق تخصص " مشغول به نمایش گذاشتن منویات درونی و چهره واقعیشان هستند !!
از نمونه های دیگری که بخاطر می آورم سفارش ویژۀ دکتر ملکزاده وزیر وقت برای آقای دکتر ج است : " اگر فقط یک نفر ظرفیت داشته باشید ، باید دکتر ج را پذیرش کنید !!" . این مکالمه تلفنی دستور اکید آقای وزیر بود به هیات بورد رادیولوژی دانشگاه شیراز . دکتر ج که گزارشات رادیولوژی اش همواره سوژۀ مزاح همکاران بود اکنون یک میلیاردر است . و هرگز فراموش نمیکنم ظلمی را که به دکتر" د " شد ! ایشان که انسانی مزین به سجایای اخلاقی بوده (و هست ) علیرغم کسب نمرات تحسین برانگیزی در آن دوران سیاه به کرّات رد شد تا جایش را در رشته مورد علاقه اش – قلب و عروق – بی مقدارهای تهی از انسانیت پر کنند ! او بخاطر این بی عدالتی ها برای همیشه قید ادامه تحصیل را زد .
شاهد دیگر یکی از اساتید فعلی عفونی دانشگاه تهران است که درآن دوران بارها توسط هیات ژوری پوست رد شد علیرغم نمرات عالی و پاسخهای ممتازی که در حین مصاحبه می داد ! ایشان بناچار به رشته کم طرفدار عفونی روی می آورند اما به مدد توانائی و علم غیر قابل انکارشان اکنون یکی از اساتید برجسته بشمار می روند .
...
..
.
من واقعاً درمانده ام ! آنهائیکه به واسطه سفارشات و سوءاستفاده از قدرت مداران جای افراد شایسته و محقّ را گرفتند ، کسانیکه ردای علم پوشیدند و بنام استاد (!) در خیمه شب بازی ایی بنام مصاحبه حق عده ای را پایمال کردند تا گروهی را به کامیابی دنیا برسانند و آنهائیکه این ظلمها را دیدند و سکوت پیشه کردند علیرغم قدرت و اطلاعاتی که داشتند ، چگونه وجدان خود را راضی کردند و فردا در پیشگاه پرودگار چه پاسخی دارند ؟
فراموش نکنیم که آنچه دراین ماجرا گذشته و میرود ظلمیست مضاعف ! چرا که نه تنها حق پزشکان شایسته پایمال شده ، که بدلایل مبرهن مردم از طبیبانی حاذق و تواناتر محروم مانده اند . آیا اگر روند پذیرش دستیار برمبنای عدالت بود ، امروز شاهد چهره بهتری از بخش درمان و رضایتمندی بیشتر مردم مان نبودیم ؟
ادامه دارد ...
یکشنبه دوم دی 1386
کسی در خانه هست ؟
چند سالیست که این انگشت حیرت بین دندانهایم له شده ... مثلا وزارتخانه ای داریم با اسمی به این طویلی و همه از تحصیلکرده های رده بالا !
یعنی یک نفر آدم فهمیده توی این دبیرخانه پیدا نمیشه که سرفصلهای این رفرانسهای امتحان را بررسی و موارد مشابه را حذف کند ؟ یا این که گروهها مثل آدم بنشینند و سرفصلهای مشترک را فقط از یک مرجع انتخاب کنند ؟! کار سختی است ؟؟!!
خود حضرات هم می دانند که حتی بین فصول یک مرجع در مورد یک موضوع اتفاق نظر وجود ندارد چه رسد به کتابهای مختلف !
به نمونه هایی از عناوین مشابه در رفرانسهای متفاوت توجه بفرمائید :
سنگ کلیه : ارولوژی – بیماریهای کلیه ( داخلی )
عفونتهای ادراری : ارولوژی – بیماریهای عفونی
STD : ارولوژی – بیماریهای زنان – بیماریهای عفونی – پوست
بیماریهای مادرزادی قلب : کودکان – قلب و عروق ( داخلی)
بیماریهای پستان : زنان – جراحی
بیماریهای پری آرتیکولار : روماتولوژی - ارتوپدی
بیماریهای آدرنال : غدد - جراحی
و...
تازه اگر زیرعنوان ( Sublecture و Subtitle ) ها را هم حساب کنیم فهرست خیلی طویل می شود :
اولسر پپتیک : بیماریهای گوارش و کبد – جراحی
کیسه صفرا : بیماریهای گوارش و کبد – جراحی
بیماریهای پانکراس : بیماریهای گوارش و کبد – جراحی
احیاء نوزاد : کودکان – زنان
کانسر کلیه : بیماریهای کلیه ( داخلی) - ارولوژی
و...
جناب دبیرخانه ! برای یک بار هم که شده عقل و منطق را چاشنی کارهایتان کنید . امتحان دستیاری کار تحقیقاتی و پژوهشی نیست که پزشک بیچاره بررسی کند تا ببیند نظر منابع مختلف چیست !!
مثلاً می شود بجای تعیین کتاب ، سرفصلهای لازم و مرجع قابل قبول برای آن عنوان را اعلام کرد ! بدینگونه دیگر موضوعات مشابه تکرار نخواهد شد .
...
کسی در خانه هست ؟؟!
یکشنبه بیستم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد - بخش پنجم و پایانی
رانت به توان ِ 2
5- تا این آب می رود ...
در انتهای بند 3 قسمت "و" دفترچه شماره 2 در یک پرانتز آمده است که " پذیرش بصورت مازاد کاملاً خارج از روند پذیرش همگانی انجام خواهد پذیرفت . "
دبیرخانه مربوطه با تاکید براین نکته که این افراد در رقابت عمومی با سایرین قرار نمیگیرند ، سعی در حساسیت زدائی داشتهاست . غافل ازاینکه اساس ایراد و اعتراض به چنین سهمیهای همانا غیررقابتی بودن آنست !!
الف - آیا وزارتخانه قانوناً میتواند به منظور وارد کردن این افراد ظرفیتها را افزایش دهد ؟
اگر پتانسیلی برای افزایش پذیرش دستیار وجود دارد ، قانوناً این حق تمامی داوطلبان است که از آن بهره مند شوند . اگر هم چنین قابلیتی وجود ندارد ، پافشاری برآن ظلمی است بر سایر دستیاران چرا که روند آموزشی ایشان را دچار اختلال خواهدکرد و درآینده نیز تعادل شغلی را برهم خواهدزد . هماکنون نه تنها در شهرهای بزرگ که تقریباً در همه شهرستانهای کوچک اشتغال در رشتههائی چون بیهوشی و کودکان با بحران روبروست . حال ایجاد ظرفیت مازاد در این دو رشته چه محلی از اِعراب دارد ؟
ب – در بسیاری از ممالک برای نخبگان و مدیران موفق امتیازات ویژه ای قائل می شوند ، اما گروه هدف این سهمیة کذائی چه گلی به سر سیستم بیمار و سراسر فاسد (!) بهداشت و درمان این کشور زدهاند که لایق چنین امتیاز هنگفتی شدهاند ؟ از طرف دیگر زمانی میتوان چنین امتیازاتی را حق دانست که مدیران و رؤسای مذکور از بین افراد واجد شرایط و عالم به علم مدیریت به طریقی دموکراتیک از بین افراد متقاضی انتخاب و در محل مناسب گمارده شوند . درحالی که همه ما پزشکان و سایر پرسنل امور بهداشت و درمان میدانیم و شاهدیم که همه این افراد ( تاکید میکنم ! همه آنها ) به همان طریقی که بر همگان روشن است به چنین پست و مقامهائی رسیدهاند . واتفاقاً اغلب آنها به تنها علمی که تسلط ندارند مدیریت است ! ( شیوه های خاله زنکی و جاسوس گذاشتن برای پرسنل و ... روش رایج مدیریت در شبکههای بهداشت و درمان ماست . اگر غیر ازین بود که وضع به ازاین بود ! ) .
پ – تخفیف قابل ملاحظه 80 درصدی که برای سقف نمرۀ ایشان در نظر گرفتهشده ( اگرچه شواهد حاکی ازآنست که همین حد هم نادیده گرفته شده !) ما را با این سووال همیشگی مواجه میکند که اگر سواد علمی و توانائی در پذیرش دستیار اهمیت دارد چرا چنین تخفیفهائی داده میشود ؟ و اگر دانش و کفایت داوطلب مهم نیست پس چرا این همه رفرانس حجیم و غیر معقول معرفی میشود ؟
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
اما عزیزان ! اگر فکر میکنید دست اندازی این وزارتخانه سیهکار فقط به رشته های دستیاری بالینی پزشکی محدود است ، سخت در اشتباهید ! اِعمال این سهمیه در رشتههای علوم پایه ، دندانپزشکی و ... نشان می دهد که قراراست هیچ آقازاده و ازمابهترانی از قلم نیافتد .
...
کلام آخر :
سخنان اخیر نماینده مجلس – دکتر پیرموذن– نشان می دهد که این عملکرد وزارتخانه بهداشت و درمان کاملاً مخفیانه و دور از چشم مراجع قانونگذاری صورت گرفتهاست . اگرچه مهمترین عامل بیدارسازی کمسیون بهداشت و درمان مجلس را میتوان اعتراض هوشیارانه دستیاران دانشگاه شیراز دانست ، اما اعتراض هر کدام از داوطلبان امتحان و یا دستیاران میتواند سهم مهمی در حذف این سهمیۀ ناحق ایفا کند .
نیازی به تجمع و طومارنویسی نیست ! حداقل کاری که میتوان کرد اینست که طی تماس با کمسیون بهداشت و درمان سایت مجلس و نیز قسمت گزارشات مردمی از تخلفات در سایت ریاست جمهوری در چند جمله کوتاه اعتراض مدلل خود را بنویسیم .
ذکر این نکات ضروری است :
1- سهمیه مناطق محروم در روند پذیرش دستیار ازقبل وجودداشته و دارد – با مکانها و رشته های مورد نیاز معلوم - بنابراین ایجاد یک سهمیه دیگر تحت این عنوان زاید بوده و به نظر میرسد برای مقاصدی دیگر باشد!
2- اگرچه در این سهمیه کلیه افراد خدمت کرده در مناطق مذکور گروه هدف شناخته شدهاند ، اما بدلیل نمرهبندی ویژهی سمت افراد در فرم تقاضای سهمیه، عملاً این امتیاز فقط به مدیران و رؤسای سیستم میرسد !
3- این افراد الزاماً شایسته و کاردان چنین پستهائی نبوده و نیستند و چنانچه رایج است با برخورداری از رانت به چنان سمتهائی رسیدهاند !
4- پذیرش در این سهمیه بدون رقابت با سایر داوطلبان است !
5- شواهد حاکی از آنست که بسیاری از افراد پذیرفته شده در آزمون اخیر نه واجد شرایط این سهمیه کذائی بوده و نه دارای صلاحیت علمی کافی !
6- وزارت بهداشت و درمان بایستی نه تنها این سهمیه را حذف که پذیرش افرادی را که اخیرا چنین ناحق پذیرفته شده اند ، لغو نماید !
من به سهم خودم اعتراضم را ارسال کردم .
فعلاً ... والسلام .
شنبه دوازدهم آبان 1386
بالاخره اعتراض ...
تجمع دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز
دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز در اعتراض به آنجه آن را ناعادلانه بودن نحوه پذیرش دستیار خوانده شد ، در صحن دانشکده پزشکی شیراز تجمع کردند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس،دستیاران معترض در حالی که پلاکاردهایی با مضمون
" عدالت یعنی اینکه نفر اول آزمون دستیاری در رشته مورد نظر پذیرفته نمی شود ! " ،
" سهمیه مدیران = جفا در حق نخبگان " ،
" سهمیه رفیقان هم اضافه کنید ! " ،
" آقای وزیر ، بی خبری یا بی تقاوتی ، هر دو نابخشودنی است "
در دست داشتند ، سیاست های جدید وزارت بهداشت در اختصاص سهمیه مدیران نا عادلانه و غیر قابل قبول خواندند.
بنا بر این گزارش در ادامه برنامه چند تن از اعضای شورای نمایندگان دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز به بیان انتقادات خود به نحوه پذیرش دستیار پرداختند. نمایندگانی از رشته های مختلف تخصصی دستیاری نیزبا حضور در پشت تریبون به اختصاص سهمیه مدیران اعتراض کردند .
این گزارش می افزاید:وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی در آزمون دستیاری امسال اقدام به پذیرش 113 دستیار تخصصی کرده است که با واکنش دانشجویان و دستیاران رشته پزشکی مواجه شده است.
به گزارش ایسنا در پایان تجمع بیانیه شورای نمایندگان دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز قرائت شد که به امضای حاضران رسید. در این بیانیه آمده است :
(لطفاً متن بیانیه را در ادامه مطلب بخوانید )
توضیح : خبر و عکسها از ایسنا واحد فارس . شماره کد خبر :۱۴۸۱۵
ادامه مطلب
پنجشنبه دهم آبان 1386
صدای اعتراض
جمعی از دستیاران دانشگاه علوم پزشکی شیراز در بیانیهای نسبت به پذیرش مازاد ظرفیت آزمون دوره دستیاری رشتههای تخصصی پزشکی اعتراض کردند.
به گزارش سرویس صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه فارس، در بخشی از این بیانیه آمده است: رشته پزشکی یکی از ارکان مهم در رشد و توسعه هر جامعه و کشوری می باشد و پذیرش دانشجوی پزشکی و آموزش پزشکی در هر کشوری، اولین و مهمترین اقدام اساسی در آینده سلامت آن جامعه یا کشور خواهد بود.
درادامه با اشاره به برخی مشکلات موجود پذیرش دانشجوی رشتههای پزشکی و تخصصی همچون فروش سوالات امتحان دستیاری سال 82 و پذیرش بدون برنامهریزی کلان دانشجوی پزشکی در شعب کیش و قشم دانشگاههای علوم پزشکی، آمده است: در امتحان پذیرش دستیاری، افراد زیادی مازاد بر ظرفیت تحت عنوان سهمیه مدیران (سهمیه پوشش مناطق محروم) با نمرات پایینتر از کسانی که قبول نشدهاند، قبول شدهاند که اینگونه روندهای نابرابر و نامتعادل ضربه بزرگی به پیکره جامعه پزشکی وارد میکند.
سه شنبه هشتم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد - بخش چهارم
4- رحمت به کفن دزد قبلی
علیرغم حساسیت زیاد آزمون پذیرش دستیار از زوایای گوناگون ، دبیرخانه مربوطه در دورانهای مختلف همواره عملکردی نیمه شفاف و غیرپاسخگوئی را در پیش گرفته است ! ( در این خصوص بعداً به تفصیل صحبت خواهدشد ) .
اما در مورد سهمیه جدیدالتاسیس " مازاد" ابهامات و تناقضات بگونهای است که جز مفهوم سوءاستفاده تعبیری دیگر به ذهن ناظر خطور نمی کند .
به این نمونهها و ایرادات توجه بفرمائید :
الف – درتبصره 2 مربوط به بند 2 از قسمت " و" دفترچه راهنمای انتخاب رشته محل ( صفحه 3 ) آمده است که " پذیرفته شدگان این سهمیه موظف به سپردن تعهد محضری خاص به مدت 3 برابر مدت تحصیل در منطقه محرومی که وزارت متبوع تعیین خواهد نمود می باشد ."
این در حالی است که آقای دکتر محققی در مصاحبه با خبرگزاری مهر مدت این تعهد را نیم تا یک برابر مدت تحصیل ذکر کرده است !!! ( رجوع کنید به اینجا!)
درثانی منطقه محروم مورد نظر وزارتخانه برای این نورچشمیها کجاست ؟ وقتیکه شهرهای استان اصفهان و فارس و ... و مراکزی چون ارومیه از نظر ایشان محروم محسوب میشوند ، انتظار دارید این ازمابهتران را برای خدمت به کجا اعزام کنند ؟
ب – در بند 7/6 دفترچه شماره 1 ، کسب حداقل 80% حدنصاب رشته – محل بعنوان شرط نمره ذکر شده است . اما به روشنی مشخص نکرده که منظور حد نصاب مرحله اصلی پذیرش است یا نمره آخرین فرد پذیرش شده در مرحله نهائی ملاک قرار میگیرد !! ( توضیح : در روند پذیرش ابتدا بدون درنظر گرفتن سهمیه و جنس شرکت کنندگان ظرفیتها پر میگردد تا کف ِ نمره – حد نصاب – برای هر رشته محل بدست آید . سپس با در نظر گرفتن سهمیه و تخفیف نمره ای (!) که برای هر سهمیه در نظر گرفته شده ، مجدداً پذیرش صورت میگیرد .)
حال با توجه به اینکه می بینیم که نمرات سهمیه مازادیها از نمرات سایر سهمیهها بوضوح پائینتر است ، این سووال پیش می آید که واقعاً چه حد نصابی برای ایشان مد نظر بوده ؟
پ – وزارتخانه در اقدامی عجیب و غیرعلمی ، تعیین تعداد ظرفیت مازاد را به عهده هر دانشگاه گذاشته است ! این درحالی است که تعیین ظرفیت هر رشته – محل روندی است بسیار پیچیده و بایستی بر اساس کارشناسیهای دقیق و توسط خود وزارتخانه صورت گیرد . این وزارتخانه برای تربیت متخصص در هر رشته معیارهای دقیقی تعریف نموده است که در کتاب سبز راهنمای تحصیلات تخصصی پزشکی به تفصیل ذکر شده است . بعنوان مثال یک رزیدنت زنان بایستی حداقل 5 مورد کورتاژ ِ مول ، 20 مورد لاپاراسکوپی و ... انجام دهد تا کفایت آموزشی وی مورد تائید قرارگیرد . براساس پروتکل و معیارهای مدون شده ، در دهه 70 وزارتخانه به بررسی دقیق بیمارستانهای آموزشی و امکانات دانشگاهها می پردازد . جالب اینجاست که تعداد قابل توجهی از بیمارستانها و دانشگاهها را از لحاظ توانائی تربیت متخصص در بعضی رشته ها فاقد صلاحیت آموزشی ( مانند بیمارستان بوعلی سینا قزوین برای رشته داخلی و بیمارستان رازی اهواز برای رشته بیهوشی و ....) و تعداد بسیار زیادی را مشروط معرفی کرده اند .
اما وزارت بهداشت دولت جدید با تسامح غیر قابل قبولی چنین امر خطیری را بر عهده دانشگاهها می گذارد و اینگونه می شود که برای مثال دانشگاه شیراز اعلام ظرفیت مازاد 3 نفر برای رشته قلب وعروق و 3 نفر برای رادیولوژی ( بعلاوه 1 نفر غیر رسمی !!) و ... مینماید ! آیا این اقدام غیر مسوولانه روند آموزش همه دستیاران را تحت تاثیر قرار نخواهد داد ؟ ( ظرفیت قانونی قلب و عروق شیراز 5 نفر و رادیولوژی 6 نفر میباشد !)
البته فعلاً بجز یک نفر پذیرش غیر رسمی در شیراز (دکتر "م" عضو شورای شهر شیراز که نامشان در لیست پذیرفته شدگان نیست ولی به عنوان نفر چهارم رادیولوژی شیراز پذیرفته شدهاند!) از تعداد کل پذیرفتهشدگان غیررسمی و سمتهایشان خبری دردست نیست .
خبر رسید که تعدادی از دستیاران رادیولوژی دانشگاه شیراز به منظور اعتراض به چنین اقدامی ، به نزد رئیس دانشگاه میروند ( آقای دکتر ایمانیه – اگر اشتباه نشنیده باشم!) وایشان پاسخ می دهند که : آیا چون شما که خودتان قبول شده اید دلتان نمیخواهد دیگران قبول شوند ؟!
منطق و استدلال رئیس یکی از بزرگترین دانشگاه های کشور را ببینید !
در مورد دانشگاه علوم پزشکی شیراز چند نکته دیگر را باید بگویم.
1) دکتر ایمانیه در جشنی که توسط رزیدنتها در دانشگاه برگزار شده بود در پاسخ به پرسش نفر اول امتحان رزیدنتی کشور -که خانم دکتری هستند که به دلایل مختلفی علیرغم احراز رتبه اول آزمون رزیدنتی کشوری به زحمت در رشته رادیولوژی شیراز پذیرفته شدهاند!!!! - در مورد اینکه چرا با پارتی بازی افراد بدون صلاحیت مثل سعید موسوی را در کنار من که اینقدر زحمت کشیدهام و تازه به زحمت در اینجا پذیرفته شدهام مینشانید میگویند:اینها افراد مورد تایید و شناخت ما هستند و شما زیادی هستید!!!!!!!!!!!!
میخواهی تو رو برت گردونم جایی که بودی؟؟
2) دکتر سعید موسوی مذکور با نمره حدوداً 60 با سهمیه شاغلین دولت در رشته بیهوشی شیراز پذیرفته شدهبودند که حتی 2 روز هم در ابتدای سال تحصیلی در بخش حاضر می شوند اما بعد از آن با هم دستی ناجوانمردانه رئیس دانشگاه به رشته رادیولوژی تغییر رشته میدهند! به عجایب چندین و چندگانه ایران اسلامی این را هم اضافه کنید که میشود با نمره 60 رادیولوژی در یک دانشگاه مادر قبول شد!!
3) تمامی رزیدنتهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز فردا پنجشنبه 10/8/86 در اعتراض به این اقدامات نابخردانه اخیر دانشگاه و وزارتخانه در صحن دانشکده پزشکی تجمع اعتراض آمیزی خواهند داشت.
جمعه چهارم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد - بخش سوم
۳- از ما بهتران
در بند دوم از قسمت " و " دفترچه شماره 2 (راهنمای انتخاب رشته ) آمده است :
"افراد متقاضی سهمیه مازاد موظف به تکمیل فرم شماره یک این دفترچه میباشند . این افراد میبایست 5 سال سابقه کار خود ....و سمت اجرائی که به تائید معاون پشتیبانی دانشگاه رسیده ... . "
در دستورالعملی که به همین منظور به دانشگاهها ابلاغ شد ، برای سمتهای مذکور امتیاز بندی ویژهای قائل شده است . بطوری که مسئولین مراکز بهداشت ، رؤسای شبکه ، معاونین دانشگاهها و از این قبیل امتیاز بالاتری نسبت به پزشکان بخش درمان در روستاهای دورافتاده دارند !!!
نکته جالب (که عنوان کل این مجموعه را از آن گرفتهام ) اینست که تقریباً تمامی این حضرات کسانی هستند که نه براساس صلاحیتهای علمی و مدیریتی که با رانت ناشی از اتصال به بدنه قدرت به این موقعیتها رسیدهاند ! و معمولاً سالها به آن پست و مقام میخکوب میشوند مگر حامی حکومتی شان عزل شود ( اتفاقی نادر ) یا اینکه خود خسته شوند و برای تنوع هم که شده به پست دیگری نقل جابجا شوند .
شما کدامیک از این مسوولین را دیدهاید که بدون سفارش های ویژه از بالا منصوب شده باشند ؟؟!!
اینان کسانی هستند که معمولاً بهترین منازل سازمانی دراختیارشان قرار میگیرد . راننده اداره دست به سینه با اتومبیل مدل بالا ایشان را جابجا میکند . در اتاق آقای رئیس معمولاً کولر گازی یا تهویه مطبوع وجود دارد و زمستان گرمای دلچسب بخاری گازی ! به کرّات به مرکز میروند و در جلسات حضور به هم میرسانند (!) پاداش زحمات پزشکان و پرسنل زیر دستشان را دریافت میکنند (!!) حق ماموریت ِ شرکت در جلسات و ضیافتها و... را میگیرند ! حق کشیک های کذائی که ماهانه برایشان رد میشود (ولی کسی نمیبیند !! ) حق محرومیت از مطب !! راستی سختی کار را هم اضافه کنید ! واقعاً چقدر هم کارشان سخت است . مگر امضای برگه ها و جواب دادن به تلفنها میگذارد شیرینی و چای داغ و میوه فصل براحتی از گلوی جناب رئیس پائین برود !
حال مقایسه کنید با آن پزشکِ روستای ِ ( طرحی یا پزشک خانواده ) بیچارهای که خانهای کلنگی را با هزار منت در اختیارش گذاشتهاند با هزار و یک عیبی که ناچار است از جیب خود خرجش کند . تابستانها با کولر همیشه خراب و زمستانها بخاری بی نفت ! علاوه برساعات رسمی کاریش ، نه شب برایش مفهوم دارد نه زمان استراحت ! حتی با دلی آرام هم نمیتواند بر سفره غذایش بنشیند ؛ که اگر بیمار هم مراجعه نکند ، دلهرة آمدنش را دارد .اگر ماشین فکسنی واحدشان خراب شد و نتوانست به دهگردشی برود ، همان آقای رئیس از امتیاز عملکردش و مواجب ماهانهاش کم میکند ! اگر با تلاش زیاد یک مشکل بهداشتی را توانست حل کند ، وظیفهاش بوده ! اما پاداش گزارش آن به جناب رئیس میرسد . چون در ردیف حقوقی پزشک روستا چیزی بنام پاداش وجود ندارد ! اگر داروهای مرکز تمام شد باید انواع فحشها و بیاحترامیها را تحمل کند . اگر هم جسدی را آوردند و نتوانست زندهاش کند (!) ممکن است تا پای مرگ کتک بخورد !!
چه جالب ؟
حال ببینید که امتیاز آقای رئیس کجا و آن پزشک بیکس و بیپناه روستا کجا !
لطفاً کمی بررسی کنید و ببینید رشته های لوکس سهمیه مازاد به چه کسانی رسیده است . البته بعداً تعدادی از این افراد معرفی خواهند شد .
اما چند نکته قابل تامل :
الف - سالهاست که در آزمون استخدامی برای دانشگاه های علوم پزشکی یا افراد با سهمیه ویژه پذیرفته میشوند یا همین مسوولینی که مدتی دارای پست و مقام بودهاند ( به عنوان پاداش زحماتشان !! ) .
ب – افرادی که دارای پست های اجرائی هستند ، حکم رسمی شان چیز دیگریست . چرا که برای پست ها و مقامهای بالا حکم رسمی صادر نمیشود ! مثلاً حکم رسمی فلان معاون دانشگاه ممکن است " پزشک فلان واحد روستائی" باشد . و...
آیا متوجه ظرافت این ترفند شدهاید ؟
یعنی این مهم نیست که فلان نورچشمی در تهران و شیراز و اصفهان و... مشغول دعاگوئی است ! مهم اینست که در حکم رسمی محل خدمت ایشان فلان روستای بد آب وهوا و محروم قید شده است .
اما نکته خیلی جالب دیگر : در جدول شماره 3 دفترچه شماره 2 ، نام 24 استان بعنوان منطقه محروم ذکر شده است . یعنی وزارتخانهچی ها نخواستهاند هیچکدام از دوستان و همقطارانشان دلخور شوند . بجز شهرهای تهران ، تبریز ، اصفهان ، شیراز و مشهد ؛ عملاً همه کشور منطقه محروم محسوب شده ( که البته این عزیزان هم با استفاده از ترفند فوق الذکر مشکلی ندارند ).
و اینگونه است که آقای دکتر " س . م " از شیراز با نمرهای درخشان (!) و بدون ذکر نامشان در لیست پذیرفته شدگان سهمیه مازاد ، در رشته رادیولوژی شیراز قبول میشوند ! خدمت در منطقه محروم ؟ اولویت منطقه محروم ؟ نمره ؟ همه کشک و همه پشم !
ادامه دارد ...
چهارشنبه دوم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد - بخش دوم
رانت به توان ِ 2
۲- معشوق توئی کعبه و بتخانه بهانه است .!
در دفترچه راهنمای آزمون دورة 34 ( سال گذشته ) دنبال مبادی نقبی میگشتم که جناب معاون وزیر قول داده بود به صورت قانونی اعلام میشود . به مفاد بند 7/6 این دفترچه توجه بفرمائید :
" با توجه به مصوبات شصت و پنجمین نشست شورای آموزش پزشکی و تخصصی در راستای ارتقای سلامت کشور از بین داوطلبان شرکت کننده در آزمون پذیرش دستیار این دوره که در حال حاضر در مناطق محروم کشور ( بر اساس اطلاعات جدول شماره 8 ) شاغل به خدمت بوده و حداقل تا تاریخ 20/10/1385 دارای 5 سال سابقه خدمتی در مناطق محروم همان استان میباشند ، بر اساس دستور العمل اجرائی که متعاقباً تنظیم و همراه با دستورالعمل انتخاب رشته - محل در اختیار آنان قرار خواهد گرفت ، و درصورت کسب حداقل 80٪ حد نصاب رشته محل در رشته های مورد نیاز ( براساس اعلام نیاز معاونت سلامت) پذیرش بصورت مازاد انجام خواهد پذیرفت .
بدیهی است پس از ارسال دستورالعمل ....
شرایط تعهد خدمتی و... این گروه از پذیرفته شدگان مطابق دستورالعمل اجرای مصوب مربوطه خواهد بود ."
این مناطق محروم کشور کدام چاه ویلی است که هنوز پر نشده است ؟
سالهاست به نام محرومان و مستضعفان همه نوع فعالیت اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و ... انجام می گیرد اما هرگز ذره ای از محرومیت کم نشده که بیشتر هم شده است!!! بنیاد مستضعفان ( به تعبیری بزرگترین کارتل اقتصادی خاورمیانه ) بنیاد 15 خرداد و هزاران بنیاد و سازمان خرد ودرشت دیگر به نام خدمت به محرومان ایجاد شدند اما تاکنون چیزی جز فربه تر شدن ایشان و محروم تر شدن محرومان ندیده ایم .
سالهاست در روند پذیرش دستیار به نام محرومان و ارتقای سلامت مناطق محروم (!) ، در هر دوره با ترفند و حیلهای جدید و با آب و رنگی متفاوت عدهای با نمرات پائین را جایگزین افراد لایقتری میکنند تا به اصطلاح به مناطق محروم بروند و خدمت کنند ! اما چرا هنوز مناطق محروم از خدمات پزشکی وجود دارد؟
برای روشن تر شدن اذهان ، توجه شما را به چند نکته پارادوکسی جلب میکنم :
v چندین سال است که در پایتخت ، مراکز استانها و شهرهای بزرگ عملا امکان فعالیت پزشکی برای متخصصها وجود ندارد . بنابراین فارغ التحصیلان خود بناچار به شهرهای کوچک و دورافتاده میروند.
v وزرات بهداشت و غیره از همه پذیرفته شدگان تعهد خدمت در مناطق مورد نیاز میگیرد . پس تفکیک خدمتی قبل از پذیرش چه محلی از اعراب دارد ؟ مگر جز مناطق محروم جای دیگری هم اکنون نیازمند است؟
v وضعیت خدمتی پزشکان عمومی هم به همین صورت است . بیش از یک دهه است که چارهای جز کار در مناطق دورافتاده و محروم برای ایشان نیست ! بنابراین با توجه به وضعیت اشتغال این گروه ، کار در این مناطق بیش از آنکه فداکاری محسوب شود ( اگرچه از نظر من فداکاری است !) تلاشی برای اشتغال محسوب میشود.
v اتفاقاً اکثر متخصصین محترمی که من در ۸ منطقه مختلف و به اصطلاح محروم کشور افتخار همکاری با آنان را داشتهام ، همگی از سهمیه آزاد و بدون هیچگونه رانتی قبول شده و اغلب بورد هم داشتند .
سوالم را تکرار میکنم : پس چرا هنوز منطقه محروم از خدمات پزشکی وجود دارد ؟
جواب بسیار ساده است ! بسیاری از کسانی که از این طریق پذیرش میشوند یا اصولاً فقط از این سهمیهها سوءاستفاده کردهاند یا به تدریج درطی تحصیل و بعد از آن با نفوذ به درگاه مقامات ( یا خود به مقام تبدیل شدن! ) ، از حضور در محل خدمت مورد تعهد سرباز میزنند !
سه شنبه یکم آبان 1386
بررسی سهمیه مازاد دستیاری - بخش اول
رانت به توان ِ 2
وقتی رئیس مرکز بهداشت به آرامی از معاون وزارتخانه که برای بازدید به مرکز آمده بود پرسید " آقای دکتر از سهمیه دستیاری مسوولین چه خبر ؟ " ، بلافاصله شستم خبردار شد که بازهم حفر یک نقب دیگر در جریان است !
آزمون دستیاری واقعاً سختترین رقابتی است که هر پزشک مشتاق به ادامه تحصیل با آن روبرو میشود . مطالعه 23 درس بالینی و غیربالینی در قالب ِ حداقل 25 کتاب از رفرانسهای متفاوت کاری است بس دشوار که هرکسی از عهدة آن برنمیآید . چنانچه از بیش از هفتاد هزار پزشک عمومی تنها حدود پانزده هزار نفر پا به این میدان رقابت میگذرانند . دشواری تا حدی است که حتی متخصص طرح سوال و آزمون آمریکائی که برای بررسی و ارائة راه حلی برای این آزمون غیرمنطقی وغیرعقلانی دعوت شده بود ، با چشمانی برآمده از تعجب و حیرت گفت " !! Very difficult " و در آخر گیج و منگ برگشت به کشورش .
مسلماً در این بین نورچشمیهای زیادی هستند که مشتاق کسب مدرک تخصص هستند ، ولی چون قادر به رقابت با سایرین نیستند ؛ ترجیح میدهند با همان شیوههائی که در دانشگاه پذیرش شدند ، به همان منوالی که دانشگاه را طی کردهاند و از همان کانالهائی که به پست و مقام رسیدهاند به این رویای شیرین هم برسند .
همکاران محترمی که چون من موی سپید کردهاند بخاطر دارند که در سالهای نه چندان دور که پذیرش دستیار بصورت نیمه متمرکز بود ؛ عملاً تمام رشتههای پرطرفدار و لوکس به کسانی میرسید که به نحوی به منابع قدرت متصل بودند . تعداد سفارش از مقامات گاه آنقدر زیاد بود که مجبور میشدند در بعضی رشته - محلها بیش از ظرفیت آموزشی پذیرش کنند ! اساتید محترم عضو هیات ژوری حتماً سفارشهای تلفنی و توصیه نامهها را به یاد دارند !! نمونه بسیار بارز دیگر غصب اغلب رشتههای لوکس توسط اعضای جهاددانشگاهی در سال 68 است که تحت عنوان مصاحبه علمی صورت گرفت و حق بسیاری را که نمرات بالا کسب کرده بودند براحتی زیر پا گذاشتند .
ادامه دارد...
